تبليغاتX
لینک مستقیم دانلود فیلم.آهنگ.نرم افزار
بزرگترین وبلاگ آموزشی وتفریحی. دانلود موزیک . بازی کامپیوتر . دنیای عکس. گالری لباس مجلسی.مذهبی
مهران مدیری فرزند آخر خانواده مديري‌ها

مهران مديري كارگرداني كه اين شب‌ها با باغ مظفر مهمان خانه‌هاي مردم است يكي از كارگردان‌هاي موفق تلويزيون و كارهاي متفاوت و طنزهاي روتين او زبانزد خاص و عام است. نوآوري و ارائه كارهاي متفاوت او باعث شده تا بينندگان فراواني با اسم او پاي تلويزيون بنشينند.مهران مديري، بازيگر و كارگردان توانايي است كه در قلب ها تك تك ايرانيان راه پيدا كرده، چه او را از جعبه جادويي ببينيد،‌چه نبينيد... از او چه مي‌دانيد.

• متولد دي‌ماه سال 1340، پدر و مادرش اراكي هستند اما او در تهران به دنيا آمد.
• پدرش كارمند وزارت نيرو است و مهران آخرين فرزند يك خانواده شش نفره، او سه برادر بزرگ‌تر از خود دارد.
• بزرگ‌ترين برادرش از پيانيست‌هاي قابل است و برادر دومش نقاش و گرافيست. در خانواده مديري هنر اهميت فراواني دارد.
• از پنج سالگي با موسيقي آشنا شد و از 12 سالگي تنها به موسيقي كلاسيك گوش مي‌داد. او يكي از كامل‌ترين آرشيوهاي موسيقي كلاسيك را دارد.
• در كودكي زياد شر و شور نبود اما بسيار كنجكاو بود، به طوري كه در غياب برادرش به اتاق او مي‌رفت و تمام كتاب‌هاي نقاشي‌اش را زير و رو مي‌كرد.
• برادر نقاشش (حميد) در سوئد زندگي مي‌كند. هنر و ادب موجب شد تا مهران تاثير فراواني از او بگيرد.
• اولين تئاتر زندگيش را در دبستان بازي كرد. او در اين تئاتر نقش لوطي را به خوبي ايفا كرد تا نشان بدهد كه هنر در خونش است.
• همواره به دنبال تجربه و مطالعه بود به طوري كه آشنايي با كارهاي «سالواتور دالي» تاثير زيادي بر روي او گذاشت كه آثار آن هنوز هم در مهران مشهود است.
• در شانزده سالگي جذب تئاتر شد و اولين كار حرفه‌اي‌اش را تمرين كرد اما اين كار هرگز بر سر صحنه نرفت اما موجب شد تا او بيشتر با تئاتر آشنا شود.
• همه با حضورش در عرصه هنر موافق بودند. هنوز هم اعضاي خانواده‌اش بهترين كارشناسان و منتقدان كارهايش هستند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 22:58  توسط مصطفي سعيدي | 
مختــرع اتومبيل كيست؟

درباره مخترع اصلي اتومبيل بحث‌هاي زيادي در گرفته و اختلاف نظر وجود دارد. بعضي از طرفداران بنز، مخترع اتومبيل را كارل بنز مي‌نامند. از سويي ديگر نام آرماند پژو نيز در ليست مخترعين اتومبيل جاي دارد. لئون برپوله يكي ديگر از مبتكران اتومبيل است اما در واقع بايد گفت كه طبق اسناد و مدارك به جا مانده (گوتليب دايملر) نخستين موتور احتراق داخلي و نخستين موتورسيكلت و نخستين اتومبيل را اختراع كرده است .او توانست يك گاري بدون اسب را به حركت درآورد.دايملر با تلاش شبانه‌روزي خود موفق به ساخت موتور درون‌سوز شد و آن را بر روي موتور سيكلت و سپس اتومبيل قرار داد. اكنون به شرح حال زندگي اين مخترع بزرگ مي‌پردازيم.

زندگي يك مخترع

(گوتليب دايملر) در 17 مارس 1834 در شوندرف آلمان به دنيا آمد. خانواده وي در سطح متوسط جامعه قرار داشتند. پدرش جوهانس دايملر نانوا بود و مادرش فردريكا در خانه براي مردم خياطي و گلدوزي مي‌كرد. پدر و مادر گوتليب همه تلاش خود را براي راحتي و آسايش فرزندشان به كار مي‌بردند.بعد از تولد گوتليب، دو فرزند ديگر پا به اين خانه گذاشتند و جمع خانوادگي آنها به پنج نفر رسيد و گوتليب صاحب خواهر و برادر شد.در آن زمان به ويژه در شهر كوچكي چون شوندرف مردم به تحصيل فرزندشان توجهي نمي‌كردند و پسرها بايد از همان دوران كودكي در كنار پدرشان مشغول به كار مي‌شدند و خرج خود و خانواده را درمي‌آوردند.
اما پدر گوتليب با اين نظريه مخالف بود و به دليل اين‌كه خودش در دوران كودكي فرصت تحصيل پيدا نكرده بود و تمام اوقات زندگي خود را در كنار تنور نانوايي ايستاده بود، آرزو داشت فرزندانش تحصيل كنند و به مقامات بالا دست يابند و به روياهاي پدر جامه عمل بپوشانند. گوتليب نيز از همان دوران طفوليت هوش سرشار خود را ابراز كرد. كتاب‌هاي داستاني را كه مادرش براي وي مي‌خواند بلافاصله حفظ مي‌كرد. همچنين طبق تربيت صحيح والدينش رفتار و اخلاق بزرگ‌منشانه در اين كودك پنج ساله به خوبي مشاهده مي‌شد.پدر، او را به مدرسه برد. او هم هر چه را مي‌آموخت به سرعت ياد مي‌گرفت. علاقه عجيبي به درس خواندن داشت. تمام مدت زنگ تفريح در كلاس مي‌نشست و درس مي‌خواند و مسائل رياضي براي خودش طرح مي‌كرد. او مانند ساير بچه‌ها به بازي علاقه‌اي نداشت و اوقات خود را در تنهايي و حل مسائل رياضي مي‌گذراند.
سيزده ساله بود كه دوران دبستان و دبيرستان را به پايان رساند و زودتر از بچه‌هاي هم‌سن و سال خود ديپلم گرفت. به طور كلي پسري منزوي بود و بچه‌ها به او حسودي مي‌كردند زيرا هميشه مورد تشويق معلمان خود قرار مي‌گرفت. همكلاسي‌هايش با او حرف نمي‌زدند و در بازي‌هاي دسته جمعي او را كنار مي‌گذاشتند البته گوتليب نيز علاقه چنداني به بازي با آنها نداشت او به دنبال هدفي والا بود و مي‌خواست با ادامه تحصيل باعث افتخار والدينش شود. او حتي روزهاي يكشنبه كه روز تعطيل به حساب مي‌آمد باز هم درس و مطالعه را كنار نمي‌گذاشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 22:52  توسط مصطفي سعيدي | 
 

فيليپو يا پيپو اينزاگي در نهم آگوست 1973 در پياچنزاي ايتاليا چشم به جهان گشود. مادرش ماريا خانه‌دار و پدرش گياكارلو تاجر است. او در خانواده‌اي تقريبا متمول به دنيا آمد و از كودكي علاقه زيادي به بازي فوتبال داشت. البته تحت تاثير برادر بزرگش سيمونه اينزاگي قرار گرفته بود زيرا برادرش يك بازيكن فوتبال در تيم لازيو بود.

البته مادر و پدر آرزو داشتند دو فرزندشان وقت بيشتري براي تحصيل علم بگذارند تا اين‌كه به فوتبال بپردازند اما پيپو دنباله‌روي برادرش سيمونه شد. آن دو در حياط بزرگ منزلشان بخشي را به بازي فوتبال اختصاص داده بودند. زمين را چمن كرده بودند و هر روز وقتي از مدرسه به خانه مي‌‌آمدند مدتهاي طولاني تا شب هنگام به بازي مي‌پرداختند. سيمونه و پيپو هم برادر يكديگر بودند و هم دو دوست صميمي. مادر علاقه بيشتري به سيمونه داشت زيرا او پسري با انضباط و ساكت و آرام بود اما پيپو بسيار بازيگوش و سربه هوا بود. البته در سن يازده سالگي گويي به خود آمد و پسري حرف شنو، موقر و درس‌خوان شد و در مطالعه دروسش غفلت نمي‌كرد و هميشه با يك برنامه‌ريزي صحيح هم به تحصيل مي‌پرداخت و هم وقت اضافي مي‌آورد و فوتبال بازي مي‌كرد. او تصميم گرفت در رشته حسابداري به تحصيل بپردازد. عصرها نيز به باشگاه ليفه در پياچنزا مي‌رفت و با جديت تمام به تعليم و تمرين فوتبال مي‌پرداخت.
در سال 1992 تا 1993 دراين باشگاه، 21 بازي كرد و 13 گل به ثمر رساند. سپس به باشگاه ورونا رفت و در آن‌جا هم سيزده گل برايشان به ارمغان آورد. مهمترين و موثرترين كاري كه انجام داد حركت به‌سوي يوونتوس بود در آنجا تحت تعليم مارچلو ليپي يكي از بهترين مربيان يوونتوس قرار گرفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 22:47  توسط مصطفي سعيدي | 
 

«ديديه يوز دروگبا تبيلي» فوتباليستي اهل ساحل عاج است كه در حال حاضر در تيم چلسي بازي مي‌كند. نام دروگبا به زبان محلي در كشورش به معناي «يك پارچ نوشيدني انرژي‌زا» است كه اشاره به پاهاي قدرتمند و نيروي او در ضربه زدن به توپ دارد. دروگبا يكي از بهترين فوتباليست‌هاي آفريقايي دنياست كه به خاطر هنر كنترل توپش معروف است. فرم بدني و توانايي‌هاي عالي ديديه او را تبديل به يك مهاجم پرقدرت ساخته است.

ديديه روز يازدهم مارس 1978 در شهر «ابيجال» در ساحل عاج به دنيا آمد. او دوران كودكي را در زادگاهش ساحل عاج و فرانسه گذراند. دوستان و خانواده، او را «تيتو» صدا مي‌زدند. تيتو در پنج سالگي كشورش را ترك كرد و به شهر «برست» در بريتاني رفت. دروگبا بيشتر عمر خود را در نقل و انتقال گذرانده است. بيشترين زماني كه يك جا زندگي كرده پنج سال بوده و آن پنج سال ابتداي زندگي‌اش در ساحل عاج مي‌باشد. از آن زمان تاكنون بيش از چهارده شهر عوض كرده است. او تمام اين چهارده شهر را به ياد دارد ولي هيچ يك از اين نقل و انتقالات براي او به يادماندني‌تر از اولين سفرش به فرانسه نيست.
والدين دروگبا به خاطر مشكلات مالي نمي‌توانستند همراه پسرشان به فرانسه سفر كنند. دروگبا در حالي كه از پنجره به هواي باراني چلسي نگاه مي‌كند آن روز آفتابي غم گرفته را به خاطر مي‌آورد و مي‌گويد: كاملا يادم هست. مجبور بودم تنها سفر كنم. فقط پنج سالم بود يادم مي‌آيد يك پلاكارد كه اسمم روي آن نوشته شده بود دور گردنم قرار داشت. مهماندار از من مراقبت مي‌كرد. خيلي‌خيلي سخت بود. وقتي به فرانسه رسيدم هر روز گريه مي‌كردم. نه به خاطر اين‌كه در فرانسه بودم بلكه به اين خاطر كه آن همه از پدر و مادرم فاصله داشتم. دلم برايشان خيلي تنگ شده بود.
ديديه سه فصل به همراه عمويش از باشگاهي به باشگاه ديگر مي‌رفت و در كنار فوتبال به درس و مدرسه‌اش هم مي‌رسيد. او پس از سه سال دوري از كشور در هشت سالگي به آغوش خانواده‌اش برگشت. ديديه سه سال متمادي پدر و مادرش را نديده بود پس از بازگشت به شهرش، دوستان قديمي‌اش را دوباره ديد. او و دوستانش با هم مسابقه فوتبال ترتيب مي‌دادند و در يك محوطه پاركينگ در نزديكي خانه‌شان بازي مي‌كردند. سه سال ديگر هم گذشت و در سال 1989 كشور گرفتار بحران اقتصادي شديدي شد. پدر و مادر ديديه قربانيان اين بحران شدند و كار خود را از دست دادند. آنها تصميم گرفتند به خاطر آينده پسرشان دوباره او را به فرانسه بفرستند تا زيرنظر عمو ميچل اميچل گوبا كه يك فوتباليست حرفه‌اي بود به تمرينات فوتبال بپردازد و ديديه بار ديگر به شمال فرانسه رفت و در همان جا بود كه ديديه به نخستين باشگاه حقيقي خود پيوست. اوايل در دفاع راست بازي مي‌كرد ولي عمويش از اين موقعيت راضي نبود. ميچل گوبا به ديديه مي‌گفت: «تو آن عقب چه كار مي‌تواني بكني؟ مردم فقط به مهاجم‌ها نگاه مي‌كنند.» ديديه جوان به توصيه عمو گوش كرد و از آن پس مهاجم وسط تيم شد.
او اول در ابويل و بعد در توركوئين بازي مي‌كرد و هر جا عمويش مي‌رفت او هم به اجبار با او مي‌رفت. در سال 1991 در حالي كه تيتو ديديه سيزده سال داشت به بريتاني برگشت. در همان سال بود كه پدر و مادر ديديه هم تصميم گرفتند به فرانسه نقل مكان كنند. ديديه كه در آن زمان به سن نوجواني رسيده بود بدون اين‌كه بداند، نظم زندگي‌اش را فراموش كرد و ناگهان دريافت او كه زماني شاگرد اول كلاس بود حالا يك سال رفوزه هم شده است. پدر و مادرش بلافاصله عكس‌العمل نشان دادند و يك سال او را از بازي فوتبال محروم كردند. در سال 1993 به شهري در نزديكي پاريس رفتند و او به همراه شش خواهر و برادرش در يك خانه سكني گزيدند. ديديه در آن زمان 15 سال داشت. در همان سال بود كه با باشگاه siolaveL پيوست و پس از امضاي قرارداد با اين باشگاه در حومه پاريس بود كه كم‌كم ديديه دروگباي جوان توانست نام خود را به گوش دنياي فوتبال برساند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 22:41  توسط مصطفي سعيدي | 
 

هر ساله در برزيل يك «پله» جديد كشف مي‌شود. خبرنگاران ورزشي اغلب اين لقب را خيلي راحت به بازيكنان مي‌دهند ولي به تازگي برزيل اين شانس را داشته است كه شاهد تولد معجزه جديدي در فوتبال خود باشد. «رابسون دوسوزا» متولد 25 ژانويه 1984 در «سائو ويچنته» كه به نام «روبينيو» معروف است، يك مهاجم برزيلي است كه از نظر بسياري از منتقدان و كارشناسان فوتبال يكي از بهترين فوتباليست‌هاي كشور برزيل محسوب مي‌شود. او يكي از خوش‌آتيه‌ترين بازيكنان تيم ملي نيز هست. بازي‌هاي زيبا و جذاب او از سال 2002 تا سال 2004 توجه مربيان اروپايي را به خود معطوف داشته و در اين بين، اين باشگاه رئال مادريد بود كه توانست رضايت او را از باشگاه سانتوس جلب كند.

پله جديد
خود «پله» بود كه اين معجزه را كشف كرد. در سال 1999 اين معلم بزرگ به باشگاه «سانتوس» رفت تا وضعيت جوانان آن را بررسي كند. در اولين روز، توجهش به جوان پانزده ساله‌اي به نام «روبينيو» جلب شد. «پله» بعد از تدريس به سراغ جوان رفت و گفت كه او را به ياد خودش مي‌اندازد، زماني كه هنوز كاملا جوان بود. در واقع اين دو نفر از نظر ظاهري كاملا شبيه به يكديگر هستند. هر دو سياهپوست، لاغراندام و با خنده‌هايي مشابه هم. «پله» از اين ثروت بادآورده خيلي شادمان بود. اين پسر نوجوان خيلي عالي با توپ كار مي‌كرد. «پله» از او خواست در تمرين بعدي، پدرش را همراه خود بياورد. او نگران بود كه مبادا محيط بازي اين جوان، استعداد شگرفش را حرام كند. برزيل بزرگ‌ترين توليدكننده گوشت، شكر، قهوه... و فوتباليست حرفه‌اي در دنياست. در تمام شهرهاي كوچك و بزرگ اين كشور جوانان مي‌خواهند فوتباليست شوند و اين رويا، آرزوي همه نوجوانان و جوانان برزيل است. استعداد در بازي فوتبال يكي از نشانه‌هاي ملي آنهاست و روبينيو هم يكي از نمونه‌هاي برجسته اين ادعاست.
يك هفته بعد پدر روبينيو به همراه پسرش به باشگاه رفت. «پله» از او درباره وضعيت تحصيل و اخلاق او در خانه سوال كرد و خيلي با پدر صحبت كرد، سلطان فوتبال كار ديگري نكرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 22:37  توسط مصطفي سعيدي | 
بیوگرافی کامل پروفسور محمود حسابي

زماني‌كه حكومت وقت ايران يكي از رجال حكومتي به نام معزالسلطنه را به عنوان سفير ايران در شامات برگزيد، كسي نمي‌دانست كه چه آينده پرفراز و نشيبي در انتظار فرزندان جناب سفير است. سفير ايران چندي بعد همسر و دو پسرش محمد و محمود را در بيروت رها كرد و خود به ايران بازگشت. چرخ روزگار بازي‌هاي بسياري را براي همسر و فرزندان
معزالسلطنه در پي داشت. رجال نامدار حكومت پهلوي خيلي زود فراموش كرد كه خانواده‌اش را در بيروت تنها گذاشته و غرقه بودن در زندگي تجملاتي و آداب اشرافي و اشتغال به همسر و فرزندان جديد فرصتي براي انديشيدن به همسر فرهيخته‌اش براي او باقي نگذاشت. سختي گذراندن زندگي در غربت هم در آن سو رنگ و لعاب زندگي اشرافي پر طمطراق را از چهره گوهرشاد و محمد و محمود زدود. اما در اين شرايط سخت، غم نان هرگز نتوانست اين مادر متدين فاضله را از تربيت درست فرزندان باز دارد. اگر بر سر سفره، نان به قدر كفايت نبود او را چه باك. مادر، محمد و محمود را بر سر سفره پرنعمت مثنوي معنوي مولوي مهمان مي‌كرد...

د او آنقدر براي دو پسرش از حكايات مثنوي مي‌خواند كه آن دو گرسنگي جسم خود را به ازاي سيري جانشان قمار مي‌كردند. او به فرزندان ني زدن مي‌آموخت تا همراه با مولانا - آن انسان دردمند - در غربت دوري از نيستان بنالند. سال‌ها به سختي و در غم و رنج گذشت. محمد و محمود در درد بزرگ شدند و مگر نه اين‌كه درد انسان‌ها را نجيب بار مي‌آورد و روحي كه در درد پخته شود آرام مي‌گيرد. معزالسلطنه تصورش را هم نمي‌كرد كه در بيروت كسي را جا گذاشته كه روزگاري افتخار ايران به شمار مي‌رود. در تصورش هم نمي‌گنجيد، محمود كوچكش كه سال‌ها به نان خشك و آب، خو كرده بود به ديدار آلبرت انيشتين فيزيكدان معروف زمانه نايل شود و اين دانشمند به او بگويد: «در آينده‌اي نه چندان دور، تو علم فيزيك را متحول خواهي كرد». آري، روزگار براي پروفسور محمود حسابي هم نامداري‌هاي بسيار در پي داشت، اما او راهش را و هدفش را درست شناخته و نيك انتخاب كرده بود. او كه از همان كودكي به كمك مادر بزرگوارش حافظ قرآن شده بود از كلام خداوند دريافت كه «ان مع العسر يسري»... آري، همراه هر سختي آساني است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 22:7  توسط مصطفي سعيدي | 
بیوگرافی ( رابين ون‌پرسي ) ستاره لندن

«آرسن ونگر» كمي پس از امضاي قرارداد با «رابين ون‌پرسي» در تابستان 2004 گفت: «او عالي است. يك بازيكن عالي و كلاس بالا.» او پس از آن روز اين حرف مربي آرسنال را اثبات كرد. او يكي از استعدادهاي درخشان فوتبال اروپاست كه با آن پاي قدرتمند مي‌تواند در يك لحظه معجزه كند و نتيجه بازي را به سود تيم خود تغيير دهد. ضربه‌هاي آزاد او ديدني است و حال با نبودن تيه‌ري آنري عرصه بازي در زير گام‌هاي جادوگر جديد آرسنال قرار دارد.
«رابين ون‌پرسي» مهاجم باشگاه آرسنال متولد ششم آگوست 1983 در شهر «روتردام» هلند است ولي علاوه بر اين پست مي‌تواند در جناحين زمين هم بازي كند و در هلند هميشه اين پست را داشته است. او متخصص ضربه‌هاي آزاد است.

زندگينامه

رابين در منطقه «كرالينگن» در شرق روتردام بزرگ شد. مادرش آموزگار و پدرش يك هنرمند مجسمه‌ساز بود ولي پدرش پس از جدايي از همسر او را به تنهايي بزرگ كرد. او اصليت بوسنيايي دارد.
رابين در منطقه خشن و شلوغ كرالينگن بزرگ شد و به همين خاطر ناهنجاري‌هاي رفتاري متعددي از خود بروز مي‌داد. آن موقع رابين 14 سال داشت و تقريبا هر روز از كلاس اخراج مي‌شد و بايد در راهروي مدرسه مي‌ايستاد. در آن زمان‌ بود كه با «موش» سرايدار مدرسه كه چهل و چند سال داشت دوست شد. آنها اختلاف سني زيادي داشتند ولي خيلي خوب يكديگر را درك مي‌كردند. ون‌پرسي مي‌‌گويد: «موش به من مي‌گفت بچه‌ها در سن چهارده يا پانزده سالگي دوست دارند از همه چيز سر در بياورند و به كلوپ‌‌ بروند. من اين را درك مي‌كنم ولي اين جور جاها، جاهاي بدي هستند. من به او اعتماد داشتم. او خيلي باهوش بود از همان زمان بود كه به فوتبال روي آوردم و وضعيت تحصيلي‌ام بهتر شد. ديگر معلم‌ها مرا به خاطر بددهني و شلوغ‌كاري از كلاس بيرون نمي‌انداختند. عاقل شده بودم و احترام معلم‌ها را نگه مي‌داشتم.»
ون‌پرسي الان هم آدم پرخاشگري نيست ولي هر ازگاهي كارت زرد مي‌گيرد. در يكي از بازي‌هاي آرسنال، ونگر كه از رفتار او عصباني شده بود در فاصله بين دو نيمه به رابين چيزي گفت كه رويه او را تغيير داد. او خود مي‌گويد: «ونگر سرم داد نكشيد. حرف بدي هم به من نزد فقط يك جمله به من گفت. او گفت: اگر مي‌خواهي به اوج برسي بايد چيزي را در خودت تغيير بدهي. گفتم باشد. چه چيزي را بايد عوض كنم؟ او جواب داد: من نمي‌گويم، خودت جواب را پيدا كن. آن روز خيلي در اين مورد فكر كردم. با خود گفتم من از فوتبال چه مي‌خواهم؟ ونگر خيلي باهوش است. او مي‌دانست اگر خودش جواب را مي‌گفت، ظرف يك هفته من آن را فراموش مي‌كردم ولي با اين كار باعث شد تا آخر عمرم حرفش را از ياد نبرم. از همان زمان تصميم گرفتم براي موفقيت هر كار مثبتي را انجام بدهم. ديگر بيشتر سر تمرين مي‌رفتم و با دقت به بازي بازيكنان قديمي‌تر نگاه مي‌كردم و سعي مي‌‌كردم تحملم را بالا ببرم. همين كار باعث شد خيلي بيشتر از قبل حرفه‌اي شوم.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 19:28  توسط مصطفي سعيدي | 
رائول گونزالس» از مشهورترين فوتباليست‌هاي جهان به حساب مي‌آيد... او تاكنون توانسته گل‌هاي زيادي را براي تيم‌ملي كشورش اسپانيا و باشگاه رئال‌مادريد به ثمر برساند و سابقه حضور در سه جام‌جهاني را دارد، اما تاكنون در رده ملي نتوانسته به افتخاري برسد، اما با رئال‌مادريد سه بار قهرمان باشگاههاي اروپا شد.او در اسپانيا شهرت فراواني دارد. سرآلكس فرگوسن او را بهترين بازيكن دنيا ناميده است. رائول به ندرت كارت زرد و قرمز دريافت كرده است و در اين زمينه ركورددار است. او اخلاق بسيار خوبي با اطرافيانش دارد لذا به او لقب «آقاي لاليگا» داده‌اند. دركشورش او را جزو سه بازيكن برتر تاريخ فوتبال اسپانيا مي‌دانند...هم‌اكنون به زندگي اين قهرمان فوتباليست خواهيم پرداخت:

زندگي يك فوتباليست

رائول گونزالس بلانكو در 27 ژوئن 1977 در مادريد اسپانيا چشم به جهان گشود. از كودكي در كوچه و خيابان‌هاي مادريد توپ‌بازي مي‌كرد. والدينش به علاقه وي پي بردند و او را در باشگاه فوتبال اتليتكومادريد ثبت‌نام كردند. او در اين باشگاه به يك فوتباليست ماهر تبديل شد و كم‌كم مربي تيم نوجوانان اتلتيكو به او علاقه‌مند شد و رائول را در تركيب فيكس قرار داد.» او به همراه خانواده‌اش در سن 13 سالگي مجبور شد به دليل شغل پدرش به كاستيانا نقل مكان كند.او بعدها درباره زندگي در كاستيانا گفت: «شانس به من رو آورد كه در دوران نوجواني به كاستيانا آمدم و از اتلتيكو فاصله گرفتم، همين مسئله سبب شد كه به رئال‌مادريد پناه ببرم و آن‌جا را خانه خود بدانم و براي هميشه آرامش خود را به دست آورم.»
گفتني است كه خانواده رائول به‌ويژه پدرش هنوز از هواداران رسمي اتلتيكومادريد هستند و با وجود اين‌كه رائول در رئال بازي مي‌كند، آنها هوادار اتلتيكومادريد مي‌باشند!رائول كه در اتلتيكو در خط حمله بود در كاستيانا هم در همين پست بازي كرد. بازي او سبب شد كه سران رئال‌مادريد به وي علاقه‌مند شوند و رائول را در 15 سالگي بخرند و او را به جوانان رئال‌مادريد ببرند... و حالا پس از گذشت 15 سال از آن زمان، رائول فرزند رئال‌مادريد لقب گرفته است. در آن زمان «والدنو» بازيكن آرژانتين در جام‌جهاني 6891، هم دوره مارادونا، مدير فني رئال‌مادريد بود. او در حال حاضر مدير بخش ورزشي رئال‌مادريد است، وي درباره رائول مي‌گويد: با ديدن او و اشتياقش براي بازي فوتبال به ياد جوانان مشتاق آرژانتيني مي‌افتادم. او با انرژي كار مي‌كرد و من در بازي‌ها به او موقعيتي مي‌دادم كه روز به روز پيشرفت كند. من آينده روشن و پرفروغ او را از همان سالهاي ورود به رئال‌مادريد در چشمانش مشاهده ‌كردم.البته به او سختگيري هم مي‌كردم كه گاهي از دست من عصبي و دلگير مي‌شد. بعد هم از او عذرخواهي مي‌كردم و مي‌گفتم كه آرزو و هدفم تنها موفقيت اوست. او نيز نه تنها با من بلكه با مربي‌هاي ديگر بسيار مودبانه، رفتار مي‌كرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 19:24  توسط مصطفي سعيدي | 
بیوگرافی ايكر كاسياس فرناندز (مـردی با دستـان بيمـه شده)

«ايكر كاسياس فرناندز» متولد بيستم ماه مي‌ سال 1981 در «موستولس» مادريد دروازه‌بان فوتبال اسپانياست، كاسياس محبوب تمام مادريدي‌هاست. او يك دروازه‌بان ايده‌آل است. دستانش بدون دستكش هم با يك اشاره توپ را مي‌گيرد.

او از سال 1999 همچون صخره محكمي آخرين مدافع تيم رئال‌مادريد بوده است. هر چند ابتدا براي دروازه‌بان بودن جوان به نظر مي‌رسيد ولي حركات آكروباتيك او سبب شد همتايانش از او حساب ببرند. او تاكنون بارها با عكس‌العمل‌هاي سريع خود تيمش را نجات داده است و معروف است به اين‌كه هرگز از شكستن مچ پايش نمي‌هراسد. اين دروازه‌بان 26 ساله اولين بازي ملي خود را در سال 2000 مقابل تيم سوئد انجام داد. او تمام مدت در آن بازي روي نيمكت ذخيره‌ها نشسته بود. به همين دليل وقتي در جام‌جهاني 2002 سرانجام داخل دروازه تيمش قرار گرفت عزم خود را جزم كرد كه استعدادش را به دنيا نشان دهد.

مطبوعات نام او را «سنت كاسياس» گذاشته بودند زيرا، توانايي خارق‌العاده‌اش مثل يك فرشته نجات شوت‌ها را سد مي‌كرد و جلوي ورود آنها را به دروازه مي‌گرفت.
كاسياس از سال 1999 پيراهن شماره يك رئال‌مادريد را بر تن كرد. باشگاهي كه از هشت سالگي براي تيم بچه‌ها شوت مي‌زد. او بسيار خونسرد است و اعصاب آرامي دارد و در سخت‌ترين شرايط كنترل خود را حفظ مي‌كند. بنابراين مربي اسپانيا هيچ وقت ترديدي در انتخاب دروازه‌بان خود ندارد هر چند اين كشور دروازه‌بان خوب ديگري همچون «سانتياگو كانيزارس» را روي نيمكت خود دارد.

خانواده
پدرش «خوزه لوئيس كاسياس» نام دارد و كارمند وزارت آموزش و پرورش اسپانياست. مادر او «ماريا دل كارمن فرناندز» سوم نوامبر 1958 در مادريد به دنيا آمد. او قبلا در يك آرايشگاه زنانه كار مي‌كرد ولي هم‌اكنون در مادريد يك فروشگاه لوازم ورزشي را اداره مي‌كند.
ايكر برادري به نام «اوناي» دارد كه متولد 1988 است. فوتبال او بهتر از برادر بزرگترش «ايكر» است ولي علاقه خاصي به بازي‌هاي تلويزيوني و پلي‌استيشن دارد و تنها در تيم محلي‌شان فوتبال بازي مي‌كند. او هوادار تيم بارسلوناست ولي «ايكر» مي‌گويد تازگي‌ها به رئال مادريد هم علاقه پيدا كرده و تمام بازي‌هاي اين تيم را تماشا مي‌كند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 19:22  توسط مصطفي سعيدي | 
بیوگرافی خوزه مورينيو (آقـای خــوش تيــپ)

«خوزه ماريو داوس سانتوس مورينيو فليكس» معروف به «خوزه مورينيو» متولد 26 ژانويه 1963 در «ستوبال» يك مربي پرتغالي فوتبال است. او مدت‌ها مربي باشگاه چلسي بود ولي روز بيستم سپتامبر 2007 اين باشگاه را ترك كرد و پس از آنها در هيچ باشگاهي كار نكرده است و هنوز بركناري او در پرده‌اي از ابهام است.
مورينيو در چهار ليگ متوالي (دو ليگ در پورتو و دو ليگ در چلسي) توانست تيم خود را در صدر باشگاه‌ها قرار دهد و در دو سال متوالي (2005-2004) از سوي فدراسيون بين‌المللي فوتبال لقب بهترين مربي دنيا را از آن خود كرد.

خانواده فوتباليست
پدر مورينيو «فليكس مورينيو» يك دروازه‌بان و مربي پرتغالي بود و مادرش «ماريا جوليا» در مدرسه تدريس مي‌كرد. خانواده مورينيو همگي به فوتبال علاقه‌اي خاص داشتند.

پدر خوانده ثروتمند خوزه، رييس باشگاه بزرگ فوتبال شهر «ستوبال» بود. خوزه از همان دوران كودكي در مديريت و برنامه‌ريزي استاد بود و برنامه‌ بازي‌هاي تيم پدرش را ترتيب مي‌داد.
پس از پايان تحصيلات به مدرسه آمادگي جسماني ليسبون رفت ولي مدتي بعد مادرش كه از توانايي مديريت او اطلاع داشت نام او را در مدرسه مديريت ثبت‌نام كرد اما خوزه از آن مدرسه خوشش نيامد و دوباره در مدرسه آمادگي جسماني شركت كرد و پنج سال بعد از آن‌جا مدرك گرفت.
مورينيو دوره مربيگري خود را در اسكاتلند گذراند و سپس به پرتغال برگشت و مربي ورزش يك دبيرستان شد. او مدتي در باشگاه‌هاي كوچك و متوسط پرتغال بازي و در همان زمان تحصيل نيز مي‌كرد. اما در زمينه بازي توفيق چنداني نيافت. در دهه نود مدتي را به مربي‌گري پرداخت و پس از آن با لقب «تراديوتور» (مترجم) معروف شد چون مترجم يا مفسر «سر بابي رابسون در باشگاه‌هاي «اسپورتينگ» و «پورتو» بود. در سال 1996 به همراه رابسون به بارسلونا رفت و همچنان مترجم او بود. پس از رفتن رابسون او همچنان در بارسلونا ماند و با جانشين هلندي رابسون يعني «لوييس ون‌گال» كار كرد. مورينيو انساني بي‌نهايت بااعتماد به نفس و باشخصيت بود و همين موضوع باعث شد پيشرفت چشمگيري كند. او در كلاس‌هاي مربيگري و مديريت شركت مي‌كرد و ناگهان همه شنيدند كه او مربي تيم دوم بارسلونا شده است.
روياي او براي سرمربي شدن سرانجام در سال 2000 تحقق يافت و او مربي بنفيكا شد ولي با تغيير سرپرستي باشگاه و روي كار آمدن سرپرست جديد، مورينيو در تاريخ پنجم دسامبر 2000 بركنار شد و مربي يك تيم سطح پايين شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 19:19  توسط مصطفي سعيدي | 
بیوگرافی دكو (فوتباليست حرفه‌ای پرتغالی)

«اندرسون لوييس ده‌سوزا» متولد 27 آگوست 1977 در «سن‌ برناردو دوكامپو»ي برزيل يك فوتباليست حرفه‌اي پرتغالي است كه در جهان فوتبال او را با نام «دكو» مي‌شناسند. او در تيم پرتغال و تيم باشگاهي بارسلونا توپ مي‌زند و يك هافبك كلاس بالاست كه شوت‌هاي قدرتمندي مي‌زند.

«دكو» در سال 1997 و در سن 19 سالگي از يك باشگاه كم‌اهميت برزيل به نام «كورين تيانز آلاگوآنو» به پرتغال رفت تا در باشگاه «بنفيكا»ي «ليسبون» پايتخت اين كشور بازي كند. او در اين تيم با هموطن خود «كاجو» هم‌بازي بود. با اين‌كه دكو در تمرينات خوب ظاهر مي‌شد ولي مسولان بنفيكا تصميم گرفتند او را مدتي به باشگاه ديگري به نام «الوركا» قرض دهند كه او در آن تيم مدت يك فصل بازي كرد.

دكو درآن فصل خيلي خوب ظاهر شد به طوري كه «بنفيكا» تصميم گرفت قرارداد او را تمديد و نام او را وارد اعضاي تيم اول خود كند ولي باشگاه و نماينده بازيكنان با هم به توافق نرسيدند. مربي تيم احساس مي‌كرد دكو آن‌قدر خوب نيست كه ارزش نگه داشتن را داشته باشد. در نتيجه «دكو» به باشگاه «پورتو» واگذار شد و در فصل بازي‌هاي 99-98 در دوازده مسابقه بازي كرد و دو گل به ثمر رساند. مسولان «پورتو» از بازي دكو بي‌نهايت راضي بودند. همين موضوع سبب شد كه او در زمان نقل و انتقالات زمستاني به اين باشگاه فروخته شود.
سال‌هاي نخست حضور در پورتو نشان داد كه «دكو» بازيكني بااستعداد و مقتدر است به طوري كه هواداران آن باشگاه به او لقب جادوگر(ocigam) داده بودند. دكو بازيكني درخشان بود كه بيشتر توان خود را صرف دفاع مي‌كرد و در اين راه از خشونت هم فروگذار نبود به همين خاطر همان‌قدر كه دكو گل‌زده و يا سازنده گل بازيكن ديگري بوده به همان اندازه هم كارت زرد و قرمز دريافت كرده است. اين رفتار او بارها به ضرر «پورتو» تمام شد ولي با اين وجود او مهره اساسي و كليدي تيم بود و مدت سه سال اين وضعيت را حفظ كرد. همين بازي‌هاي تاثيرگذار سبب انتقال او به باشگاه قدرقدرت بارسلونا شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 19:15  توسط مصطفي سعيدي | 
جك نيكلسون سرشناس‌ترين ستاره زنده دنيا

شايد «جك نيكلسون» پس از چهار دهه فعاليت در عرصه سينما كه سه دهه از آن توام با شهرت بوده است معروف‌ترين ستاره زنده هاليوود باشد به‌طوري كه حتي با بردن نام كوچك او همه متوجه مي‌شوند سخن از نيكلسون است. در مراسم اسكار 1983 وقتي مجري گفت «جك» ميلياردها نفر كه به‌طور مستقيم و غيرمستقيم مراسم را دنبال مي‌كردند فهميدند منظور، جك نيكلسون است و وقتي در سال 2002 كتاب «آشپزي براي جك» منتشر شد، همه مي‌دانستند اين كتاب براي هيچكس نيست جز جك نيكلسون.

«جان ژوزف نيكلسون» متولد 22 آوريل 1937 در عالم هنر با نام «جك نيكلسون» معروف است. او سه‌بار برنده جايزه اسكار و هفت‌بار برنده جايزه گلدن گلاب شده است و در ايفاي نقش‌ شخصيت‌هاي رواني و عصبي بسيار متبحر است.

نيكلسون تاكنون 12 بار نامزد دريافت جايزه اسكار شده است. او و «اولتر برنان» در ميان بازيگران مرد بيشترين تعداد كانديدا شدن را به خود اختصاص داده‌اند. اين عنوان در ميان بازيگران زن به كاترين هپبورن (چهار جايزه) تعلق دارد. جك نيكلسون يكي از دو بازيگري است كه از دهه شصت تاكنون حداقل در هر دهه يك‌بار جايزه مهمي را تصاحب نموده است.هنرپيشه‌ ديگري كه اين افتخار را دارد «مايكل كين» است. شهرت نيكلسون بيش از هر چيز ديگري به خاطر حضور ارزنده‌اش در فيلم‌هاي «ديوانه‌‌اي از قفس پريد»، «درخشان»، «بت من» و «مردگان» است.

زندگينامه
جك نيكلسون در بيمارستان «جرسي شور» در «نپتون» واقع در نيوجرسي به دنيا آمد. مادرش بازيگري به نام «جون فرانسيس نيكلسون» با نام مستعار «جون» بود كه چند ماه قبل از تولد جك با «دونالد فرسيلو» بازيگر ديگري با نام مستعار «دونالد رز» در شهر «الكتون» واقع در مري‌لند ازدواج كرد. در آن زمان الكتون به خاطر ازدواج‌هاي كم دوامش معروف شده بود و ازدواج جون و فرسيلو به اين دليل خيلي زود به پايان رسيد كه فرسيلو قبلا ازدواج كرده بود و از نظر قانوني نمي‌توانست باز هم ازدواج كند. هر چند پدر جك گفت از بچه‌اش مراقبت خواهد كرد ولي مادر «جون» تصميم گرفت خود نوه‌اش را تربيت كند و او را طوري بزرگ كرد كه به كار و حرفه«جون» لطمه‌اي وارد نشود.جك نيكلسون در ميان دوستان و همكلاسي‌‌هايش به «نيك» معروف بود. به دبستان محلي و پس از آن به دبيرستان «مانا سكوان» رفت و در آن دبيرستان بود كه به لقب «دلقك كلاس» معروف شد. او از همان زمان به تئاتر و نمايش روي آورد و از افتخاراتش در آن سنين دريافت جايزه تئاتر و درام از مدرسه است. نيكلسون از آن مدرسه خاطرات خوشي دارد در سال 2004 پس از گذشت پنجاه سال به دبيرستان خود رفت و در برابر شگفتي و ناباوري همكلاسي‌هاي قديمي‌اش در جلسه تجديد ديدار دانش‌آموزان قديمي شركت كرد. نيكلسون هميشه فكر مي‌كرد پدربزرگش«جان جي نيكلسون» (متخصص دكوراسيون ويترين فروشگاه‌ها) و مادربزرگش «اتل مي‌رودز» (آرايشگر) پدر و مادر واقعي او هستند. او در سال 1974 و پس از خواندن مقاله « مجله تايم» كه در آن نويسنده‌اي درباره زندگي واقعي جك نيكلسون مطلب نوشته بود، براي نخستين بار دريافت «جان» و «اتل» پدربزرگ و مادربزرگش هستند و خواهرش «جون» درحقيقت مادر اوست و خواهر ديگرش «لورين» در واقع خاله او مي‌باشد. در آن زمان پدربزرگ، مادربزرگ و مادرش هر سه از دنيا رفته بودند. نيكلسون يك بار گفت نمي‌داند پدرش كيست زيرا فقط اتل و جون از اين موضوع خبر داشتند و آنها هم هرگز نامي از او نبردند. مدتي بعد «دونالد فرسيلو» ادعا كرد پدر نيكلسون است و به خاطر ازدواج با «جون» خلاف قانون تك همسري عمل كرده ولي «پاتريك مك گيليگان» نويسنده كتاب «زندگي جك» كه در سال 1995 به چاپ رسيد مي‌گويد احتمالا پدر جك، «ادي كينگ» رييس «جون» است. جك نيكلسون هرگز حاضر نشد آزمايش AND بدهد و ترجيح داد اين موضوع را كش ندهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 19:12  توسط مصطفي سعيدي | 
رازهای شگفت‌انگيز زندگي آلبرت انيشتي

آلبرت انيشتين نابغه‌ي علم فيزيك دنيا بوده است، نابغه‌اي كه پس از مرگش مغز او را درآوردند و در موز‌ه‌هاي مختلف به نمايش گذاشتند. آلبرت پسري بود كه در دوران نوجواني جزو شاگردان تنبل مدرسه‌اش بود و حتي معلمانش، اميدي نداشتند كه او ديپلم بگيرد چه برسد به اينكه او بتواند مدارج بالاي علمي را طي كند... او در زندگي‌اش آدم عجيبي بوده، تا جايي كه از او به عنوان فردي شگفت‌انگيز ياد مي‌كنند. آنچه در ادامه مي‌خوانيد به هشت موضوع شگفت‌انگيزاز زندگي اين دانشمند آلماني مي‌پردازد.هشت موضوع شگفت‌انگيز از زندگي آلبرت انيشتين كه شما هيچ‌گاه آنها را نمي‌دانستيد. بله، همگي ما مي‌دانيم كه انيشتين اين فرمول 2e=mc را كشف كرد اما واقعيت آن است كه چيزهاي كمي در مورد زندگي خصوصي‌اش مي‌‌دانيم، خودتان را با اين هشت مورد، شگفت زده كنيد!

1- در زمان تولد سر بزرگي داشت. وقتي انيشتين به دنيا آمد، خيلي چاق بود و سرش خيلي بزرگ تا آنجايي كه مادر وي تصور مي‌‌كرد، فرزندش ناقص است، اما بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه‌‌ طبيعي بازگشت.

2- حافظه‌اش خوب نبود مطمئنا انيشتين مي‌‌توانسته كتابهاي مملو از فرمول و قوانين را حفظ كند، اما براي به يادآوري چيزهاي معمولي واقعا حافظه ضعيفي داشت. او يكي از بدترين اشخاص در به يادآوردن سالروز تولد افراد خانواده‌اش بود.

3- او از داستان‌هاي علمي- تخيلي متنفر بود انيشتين از داستانهاي تخيلي بيزار بود، زيرا احساس مي‌‌كرد، آنها باعث تغيير درك عامه مردم از علم مي‌‌شوند و در عوض به آنها توهم باطلي از چيزهايي كه حقيقتا نمي‌‌توانند اتفاق بيفتد مي‌‌دهد. به بيان او «من هرگز در مورد آينده فكر نمي‌‌كنم، زيرا كه آن به زودي مي‌‌‌آيد.» به اين دليل او احساس مي‌‌كرد كساني كه به‌طور مثال بشقاب پرنده‌ها را مي‌‌بينند بايد تجربه‌هايشان را براي خود نگه دارند.

4- او در آزمون ورودي دانشگاهش رد شد در سال 1895 در سن 17 سالگي، انيشتين كه قطعا يكي از بزرگترين نوابغي است كه تاكنون متولد شده، در آزمون ورودي دانشگاه فدرال پلي‌تكنيك سوييس رد شد.در واقع او بخش علوم و رياضيات را پشت سر گذاشت ولي در بخش‌هاي باقيمانده، مثل تاريخ و جغرافي رد شد. وقتي كه بعدها از او در اين رابطه سوال شد؛ او گفت: آنها بي‌‌نهايت كسل‌كننده بودند و او تمايلي براي پاسخ دادن به اين سوالات را در خود احساس نمي‌‌كرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 19:10  توسط مصطفي سعيدي | 
زندگینامه دانيل كريگ (آخرين جيمزباند دنيا)

دوران كودكي
كريگ در شهر «چستر» انگليس چشم به جهان گشود. پدرش تيموتي جان راوتون كريگ، افسر پايين‌رتبه نيروي دريايي بود و وقتي در كشتي نبود و در ساحل به سر مي‌برد كارهاي مختلفي براي امرار معاش انجام مي‌داد و مادرش «اوليويا ويليامز كريگ» هنرتدريس مي‌كرد. دانيل در محل كار پدرش در «ويلينگتون» و پس از آن در «هوي ليك» واقع در نزديكي ليورپول بزرگ شد. او از زمان تحصيل در دبيرستان به سينما و بازيگري علاقه داشت و در شانزده سالگي به لندن رفت تا به تئاتر ملي جوانان بپيوندد. او در دبيرستان عضو تيم راگبي شهرش هم بود.

كار حرفه‌اي
دانيل كريگ در مدرسه موسيقي و تئاتر گيلدهال تحصيل كرد و در سال 1991 از آن‌جا فارغ‌التحصيل شد و در سال 1993 چند نقش كوتاه در فيلم‌هاي «عقاب‌شارپ» و «الاغ مرده» بازي كرد. در سال 1996 اولين نقش اصلي خود را در سريال تلويزيوني «دوستان شمالي ما» ايفا كرد و پس از آن به همكاري خود با شبكه بي‌بي‌سي انگليس ادامه داد و در سريال‌هاي مختلفي به ايفاي نقش پرداخت.

جيمز باند
در فوريه سال 2005 نام «دانيل كريگ» به عنوان يكي از بازيگران احتمالي نقش جيمز باند در مطبوعات چاپ شد. شايد در آن زمان خيلي‌ها فكرش را هم نمي‌كردند كه او براي اين نقش انتخاب شود ولي در ماه آوريل همان سال نشريات نوشتند كه كريگ با قيمت 15 ميليون پوند (697/29 دلار) با شركت فيلم‌سازي EON براي بازي در اين فيلم قرارداد بسته است و سرانجام در اكتبر 2005 اين قرارداد به مراحل نهايي خود رسيد و حضور كريگ در اين نقش قطعي شد. كريگ نخستين جيمز باندي است كه پس از مرگ «آلبرت بروكلي» تهيه كننده و سازنده اول جيمز باند در سال 1996 براي بازي در اين نقش قرارداد بست. او چندي پيش براي فيلم‌هاي شماره 24 و 25 جيمز باند هم قرارداد امضا كرد. انتخاب دانيل كريگ به عنوان مامور 007 با انتقادها و اعتراضات بسياري مواجه شد بطوري كه بعضي از هواداران اين مامور مخفي، تماشاي فيلم جديد او را تحريم كردند. دليل مخالفت اين افراد اين بود كه كريگ برخلاف باندهاي قبلي مو بور و متوسط‌القامت است. با پوشش خبري وسيع عليه دانيل كريگ، هنرپيشه‌هاي بسياري دست به كار شدند و از او حمايت كردند. در ميان اين هنرپيشگان چهار بازيگر قبلي اين نقش يعني «تيموتي دالتون»، «شون كانري» «راجر مور» و «پيرس برازنان» هم به چشم مي‌خورند كه با قدرت از انتخاب كريگ حمايت كردند. «كلايو اوون» بازيگري كه مدت‌ها گفته مي‌شد او نقش باند جديد را بازي خواهد كرد و «جودي دنج» بازيگر نقش مقابل كريگ در «كازينورويال» هم در ميان حاميان وي بودند.
در مصاحبه با نشريه «گلوب اند ميل» از پيرس برازنان پرسيده شد نظرتان درباره دانيل كريگ بازيگر جديد نقش جيمز باند چيست و آيا شما فيلم كازينورويال را تماشا خواهيد كرد؟ كه او پاسخ داد: «بي‌صبرانه در انتظار اكران آن هستم. همكاران من هم منتظر اكران آن فيلم هستند. دانيل كريگ هنرپيشه بزرگي است و حتما وظيفه‌اش را به نحواحسن انجام خواهد داد.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 19:7  توسط مصطفي سعيدي | 
 

سياوش قميشي متولد 21 خرداد ماه 1324 هجری شمسی برابر با 11 june سال 1945 میلادی صادره از اهواز به شماره ی شناسنامه ی 173 می باشد . پدرش مصطفی قمیشی در شهر دزفول و در روستایی به نام « قمیش » زندگی می کرده است و اصلا متعلق به همانجا می باشد ؛ اکنون فوت شده و در آرامگاه شاه عبدالعظیم در شهر تهران آرمیده است . رود دز از میان شهرستان دزفول می گذرد . در قدیم برای آب رسانی در شهر دزفول در زیر زمین تونل هایی حفر میشد که آب را به تمام نقاط شهر می رساند . در محل های مخصوصی زمین را حفر می کردند تا به این تونل برسند که به این محل ها قمیش ( قمش ) می گفتند . این قمیش ها تا دهه چهل خورشیدی مورد استفاده مردم برای نوشیدن ، شستشو و ... بوده است و پس از آن به علت گسترش لوله کشی مسدود و در حال حاضر آبی در آنها جاری نمی باشد .


 اکنون نیز روستاهای زیادی با این نام موجود هستند که به عنوان مثال می توان از « قمیش » ، « قمیشانه » ، « قمیش اصلان » و « قمیش حاجیان » و ... نام برد . سياوش قميشي کوچکترین فرزند خانواده ی خویش است و دارای دو برادر به نام های سیامک و سیروس و یک خواهر به نام سیمین می باشد . او نزدیک به 9 ماه بیشتر نداشت که خانواده اش تصمیم گرفتند راهی تهران شوند و به همراه این تغییر محل زندگی ، سیاوش قمیشی نیز توسط خانواده به تهران آورده شد . مادرش به آموختن موسیقی می پرداخت ، پیانو می نواخت و خانمی به نام اُلگا ( که تباری روس داشت ) به وی آموزش میداد . سیاوش که حدود 6 سال بیشتر نداشت از شنیدن صدای نواختن آنها لذت بسیاری می برد و در عین کودکی و با اینکه پایش به پدال های پیانو نمی رسید به پشت ساز مادرش ( پیانو ) می نشست و در عالم بچگی با پدال های آن بازی می کرد . در حین همین بازی ها و به همراه صداهائی که از این ساز خارج میشد احساس خوبی به وی دست میداد و همانجا بود که سیاوش به موسیقی علاقه ای ویژه پیدا کرد ...


http://www.nanjoon.com


خانواده ی سياوش قميشي که علاقه ی او را به موسیقی درک کرده بودند خانمی را برای تعلیم به وی استخدام کردند و او چهار سال زیر نظر این معلم به آموختن زیر و بم موسیقی پرداخت . بعدها گیتاری برایش تهیه کردند و سیاوش از ده سالگی ، شخصا و بدون این که معلمی داشته باشد به نواختن گیتار مشغول شد و در مدت کوتاهی توانست به آن مسلط شود . آن چه از دوران کودکی به نیکی باقی در ذهن سیاوش مانده نوروز ، ماهی قرمز و شمردن پول های عیدی است . کلاس هفتم و هشتم را در تهران و در مدرسه ی البرز به درس خواندن مشغول شد و در همان دوران با کوروش یغمائی صمیمیت فراوانی پیدا کرد . این دو در خلوت دوستانه ی شان به خواندن و نواختن می پرداختند و بعد ها نیز همکاری بیشتری با هم پیدا کردند . سياوش قميشي در سن 12سالگی به آن مرحله رسیده بود که می توانست هنر موسیقی اش را در مقابل عموم به نمایش بگذارد . به همین جهت به همراه بندی اجرای موسیقی را شروع کرد . بعد از یک سال چنان پیشرفت خوبی حاصل کرد که از سیزده سالگی در مُتل قو با ارکستری که مخصوص به خودش بود آهنگ های خواننده های معروف آن زمان ( مانند بیتلز و ... ) را می خواند و از این طریق کسب در آمد می نمود . آهنگ قایقران اولین تجریه ی آهنگ سازی سياوش قميشي در سن ( 14 سالگی ) بود ، آهنگی که توسط خواننده ای به نام ضیا خوانده شد . پدر سیاوش قمیشی با گرایش او به سمت موزسیقی مخالف بود و از اینکه پسرش چنین راهی را انتخاب کرده راضی به نظر نمی رسید . به همین علت سیاوش مجبور شد راهش را به تنهایی ادامه دهد و مسیر زندگیش را خودش انتخاب نماید . زمانی که سیاوش در ایران به موسیقی می پرداخت ، برادر و خواهرش در انگلستان به تحصیل مشغول بودند . داستان از این قرار است که وقتی برادرش در فصل تابستان برای دیدار خانواده به تهران آمد به سياوش قميشي پیشنهاد داد که همراه او به انگلستان برود و هنرش را در آنجا دنبال نماید . سیاوش نیز پیشنهاد وی را پذیرفت . این چنین شد که سياوش قميشي در سال 1959در حالی که هنوز به سن چهارده سالگی نرسیده بود با خوشحالی و شادمانی به نزد برادر و خواهرش در لندن رفت و در انگلستان سکنی گزید . به مدت یک سال در کنار برادرش زندگی کرد اما طرز فکر آنها زیاد با هم متناسب نبود ؛ ( سیاوش زیاد به کلاب می رفت و موزیک گوش میداد و این نوع زندگی مورد تائید برادر و خواهرش نبود ) . به علت همین عدم تفاهم بعد از مدتی از برادرش جدا شد و شخصا به زندگی پرداخت . در سال های 1961 تا 1962 ، حضور او در انگلستان مصادف با زایش گروه های معروف و قدرتمند موزیک مانند بیتلز بود که مسلما تاثیر شگرفی در رشد و شکوفایی هنر وی داشته است . دیپلمش را از high school ( دبیرستان ) در لندن گرفت و بعد از آن به royal academy of arts رفت و تحصیلش را در رشته ی classical jaaz ادامه داد . composition خواند و مدرک arrangment از royal academy of arts اخذ نمود . او با با اعضاء گروه هایی که کنسرت اجرا می کردند دوست بود و همین دوستی باعث شد که بعد از مدتی فعالیت خود را با یکی از همین گروه ها آغاز کند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 19:4  توسط مصطفي سعيدي | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
بزرگترین باکس فارسی
زیباترین قالب وبلاگ
سایت دانلود
وبلاگ 313M
چهارده معصوم
باران عشق
اشک های خشکیده
موبایل رایگان 100% واقعی
ثبت دامنه رايگان
دانلود بهترین ها
وب نوشت من
موتور جستوجوگر google
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
آرشیو موضوعی
دنياي دانلود نرم افزار ها (با دانلود رايگان)
دنياي عكس
دانلود آهنگ هاي زيبا
دانلود كليپ ,تم .بازي و نرم افزار موبايل
گالري عكس هاي بازيگران ايراني زن
گالري عكس هاي بازيگران ايراني مرد
اس ام اس هایی زیبا و خنده دار
گالري مدل لباس مجلسي
آموزش و ترفند هاي كاربردي موبايل
دانستنيهاي علمي و پزشكي
روش درمان جوش صورت
بازی های موبایل
کاریکاتورهای ظنز
عکس های اثار باستانی ایران
عکسهای حیوانات و پرندگان
رژیم لاغری
عشق
نرخ طلا وسكه وارز......
هك و ضد هك در اينترنت
دانش و فناوري
آموزش عكاسي و فيلم برداري
بيوگرافي شخصيت هاي معروف
دانلود بازي هاي كامپيوتر
تغديه
ضرب المثل هاي ايراني
شعر وقطعات عاشقانه
درمان نازايي
دانلود كليپ مذهبي
سلامتي در دوران بارداري
ادب و هنر
آرايش و زيباي راه كارهاي زيباي
چيستان
مبارزه با مواد مخدر و اعتياد
مبارزه با بيماري ايدز
بیماریهای قلبی
تجارت الکترونیکی
آموزش مکانیک خودرو
آموزش آشپزي
آموزش پختن انواع شیرینی
جن و ارواح
آموزش درست كردن وب سايت Web Site
آموزش درست کردن سایت رایگان در یاهو
ترفندهاي داشتن يك وبلاگ پربيننده
بهترين عكس هاي سه بعدي
بهترين و زيبا ترين كاريكاتور هاي بازيگران
محرم
نگاه كردن وگوش دادن تلويزيون وراديو داخلي وخارجي
اينترنت رايگان
تلفنهای ضروری داخل ایران
ليست بهترين سايت هاي ايراني
فال حافظ
اس ام اس هاي عاشقانه
بهترین عکس های متحرک (بامزه.زیبا .عاشقانه.بوش.)
دانلود کامل فیلم ها با لینک مستقیم
دانلود آنتی ویروس بسیار قوی برای موبایل
قالب های زیبا وبلاگ رایگان
پخش مستقیم حرم امام حسین علیه السلام
پخش مستقیم حرم حضرت ابالفضل سلام الله علیه
پخش مستقیم از حرم مطهر امام رضا علیه السلام
دانلود مستقیم ویندوز ایکس پی WINDOWS XP
دانلود نقشه ی قاره ی اروپا
مدل های جدید لباس زنانه
عکس های بچه های بانمک و زیبا
مدل های جدید موی پسرانه
مدل های روسری و بستن روسری
بهترین عکس های عاشقانه
آموزش قدم به قدم هک (HACK)
وب سایت رسمی باشگاه پیروزی یا پرسپولیس و استقلال
بهترین کدهای جاوا برای وبلاگ
عکس های ورزشی و مطلب ورزشی
دانلود مسابقات کشتی کج
مطالب مورد علاقه ی دختران(مربوط به دختران)
گالری مدل لباس عروس
بهترین کدهای موبایل نوکیا.سامسونگ.سونی اریکسون و..
آموزش کامل فوتوشاپ از مبتدی تا حرفه ی
دانلود مستقيم كارتون
دانلود انواع آنتي ويروس Anti-Virus
آموزش ها و دانستنيها
پیوندها
مطالب عاشقانه
وبلاگ رئيس جمهور
وبلاگ رهبر انقلاب سيّد علي خامنه اي
سايت رهبر انقلاب سيّد علي خامنه اي
اموزش كامل كامپيوتر با تمام جزئيات
قالب هايي زيبا براي وبلاگ
شرايط آب وهوا
اپلود فايل نامحدود
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM





Powered by WebGozar

 
type=text/javascript>


کلکسیون کدهای جاوا