![]() |
![]() |
|
| بزرگترین وبلاگ آموزشی وتفریحی. دانلود موزیک . بازی کامپیوتر . دنیای عکس. گالری لباس مجلسی.مذهبی |
|
الف
"آب از دستش نمیچکه." "آب از سر چشمه گل آلوده." English equivalent: ? "آب از آب تکان نمیخوره." "آب از سرش گذشته." "آب پاکی روی دستش ریخت." "آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم." "آب را گل آلود میکنه که ماهی بگیره." "آب زیر پوستش افتاده." "آب که یه جا بمونه، میگنده." "آبکش و نگاه کن که به کفگیر میگه تو سه سوراخ داری." In French: C'est la paille et la poutre. "آب که از سر گذشت، چه یک ذرع چه صد ذرع ـ چه یک نی چه چه صد نی." "آب که سر بالا میره، قورباغه ابوعطا میخونه." "آب نمیبینه و گرنه شناگر قابلیه." "آبی از او گرم نمیشه." "آتش که گرفت، خشک و تر میسوزد." "آخر شاه منشی، کاه کشی است." "آدم با کسی که علی گفت، عمر نمیگه." "آدم بد حساب، دوبار میده." "آدم تنبل، عقل چهل وزیر داره." "آدم خوش معامله، شریک مال مردمه." "آدم دست پاچه، کار را دوبار میکنه." "آدم دست پاچه دوبار میشاشه." "آدم زنده، زندگی میخواد." "آدم زنده وکیل وصی نمیخواد." "آدم گدا، اینهمه ادا؟" "آدم گرسنه، خواب نان سنگک میبینه." "آدم ناشی، سرنا را از سر گشادش میزنه." "آرد خودمونو ریختیم، الک مونو آویختیم." "آرزو بر جوانان عیب نیست." "آستین نو پلو بخور." "آسوده کسی که خر نداره --- از کاه و جوش خبر نداره." "آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه." "آشپز که دوتا شد، آش یا شوره یا بینمک." "آش نخورده و دهن سوخته." "آفتابه خرج لحیمه." "آفتابه لگن هفت دست،اما شام و ناهار هیچی." "آفتابه و لولهنگ هر دو یک کار میکنند، اما قیمتشان موقع گرو گذاشتن معلوم میشه." "آمدم ثواب کنم، کباب شدم." "آمد زیر ابروشو برداره، چشمش را کور کرد." "آنانکه غنیترند، محتاجترند." "آنچه دلم خواست نه آن شد --- آنچه خدا خواست همان شد." "آنرا که حساب پاکه، از محاسبه چه باکه؟" "آنقدر بایست، تا علف زیر پات سبز بشه." "آنقدر سمن هست، که یاسمن توش گمه." "آنقدر مار خورده که افعی شده." "آن ممه را لولو برد." "آنوقت که جیکجیک مستانت بود، یاد زمستانت نبود؟" "آواز دهل شنیدن از دور خوشه." "اجاره نشین خوش نشینه." "ارزان خری، انبان خری." "از اسب افتادهایم، اما از اصل نیفتادهایم." "از اونجا مونده، از اینجا رونده." "از اون نترس که های و هوی داره، از اون بترس که سر به زیر داره." "از این امامزاده کسی معجزه نمیبینه." "از این دم بریده هر چی بگی برمیاد." "از این ستون به آن ستون فرجه." "از بیکفنی زندهایم." "از دست پس میزنه، با پا پیش میکشه." "از تنگی چشم پیل معلومم شد --- آنانکه غنیترند محتاجترند." "از تو حرکت، از خدا برکت." "از حق تا نا حق چهار انگشت فاصله است." "از خر افتاده، خرما پیدا کرده." "از خرس موئی، غنیمته." "از خر میپرسی چهارشنبه کیه؟" "از خودت گذشته، خدا عقلی به بچههات بده." "از درد لاعلاجی به خر میگه خانمباجی." "از دور دل و میبره، از جلو زهره رو." "از سه چیز باید حذر کرد، دیوار شکسته، سگ درنده، زن سلیطه." "از شما عباسی، از ما رقاصی." "از کوزه همان برون تراود که در اوست." (( گر دایره کوزه ز گوهر سازند )) "از کیسه خلیفه میبخشه." "از گدا چه یک نان بگیرند و چه بدهند." "از گیر دزد در آمده، گیر رمال افتاد." In French: Tomber de Charybde en Scylla! "از ماست که بر ماست." "از مال پس است و از جان عاصی." "از مردی تا نامردی یک قدم است." "از من بدر، به جوال کاه." "از نخورده بگیر، بده به خورده." "از نو کیسه قرض مکن، قرض کردی خرج نکن." "از هر چه بدم اومد، سرم اومد." "از هول هلیم افتاد توی دیگ." "از یک گل بهار نمیشه." "از این گوش میگیره، از آن گوش در میکنه." "اسباب خونه به صاحبخونه میره." "اسب پیشکشی رو، دندوناشو نمیشمرند." "اسب ترکمنی است، هم از توبره میخوره هم ازآخور." "اسب دونده جو خود را زیاد میکنه." "اسب را گم کرده، پی نعلش میگرده." "اسب و خر را که یکجا ببندند، اگر همبو نشند همخو میشند." "استخری که آب نداره، اینهمه قورباغه میخواد چکار؟" "اصل کار برو روست، کچلی زیر موست." "اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد." "اگر بیلزنی، باغچه خودت را بیل بزن." "اگر برای من آب نداره، برای تو که نان داره." "اگر بپوشی رختی، بنشینی به تختی، تازه میبینمت بچشم آن وختی." "اگه باباشو ندیده بود، ادعای پادشاهی میکرد." "اگه پشیمونی شاخ بود، فلانی شاخش بآسمان میرسید." "اگه تو مرا عاق کنی، منهم ترا عوق میکنم." "اگر جراحی، پیزی خود تو جا بنداز." "اگه خدا بخواهد، از نر هم میدهد." "اگه خالهام ریش داشت، آقا دائیم بود." "اگه خیر داشت، اسمشو می گذاشتند ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 10:44 توسط مصطفي سعيدي |
|
|
با آل علی هر که در افتاد، ور افتاد."
"با اون زبون خوشت، با پول زیادت، یا با راه نزدیکت." "با این ریش میخواهی بری تجریش؟" "با پا راه بری کفش پاره میشه، با سر کلاه." "با خوردن سیرشدی با لیسیدن نمیشی." "باد آورده را باد میبرد." "با دست پس میزنه، با پا پیش میکشه." "بادنجان بم آفت ندارد." "بارون آمد، ترکها بهم رفت." "بار کج به منزل نمیرسد." "با رمال شاعر است، با شاعر رمال، با هر دو هیچکدام با هرهیچکدام هر دو." "بازی اشکنک داره، سر شکستنک داره." "بازی بازی، با ریش بابا هم بازی." "با سیلی صورت خودشو سرخ نگهمیداره." "با کدخدا بساز، ده را بچاپ." "با گرگ دنبه میخوره، با چوپان گریه میکنه." "بالابالاها جاش نیست، پائین پائینها راش نیست." "بالاتو دیدیم، پائینتم دیدیم." "با مردم زمانه سلامی و والسلام." "تا گفتهای غلام توام، میفروشنت." "با نردبان به آسمون نمیشه رفت." "با همین پرو پاچین، میخواهی بری چین و ماچین؟" "باید گذاشت در کوزه آبش را خورد." "با یکدست دو هندوانه نمیشود برداشت." "با یک گل بهار نمیشه." "به اشتهای مردم نمیشود نان خورد." "به بهلول گفتند ریش تو بهتره یا دم سگ؟" گفت اگر از پل جستم ریش من و گرنه دم سگ." "بجای شمع کافوری چراغ نفت میسوزد." "بچه سر پیری زنگوله پای تابوته." "بچه سر راهی برداشتم پسرم بشه، شوهرم شد." "بخور و بخواب کار منه، خدا نگهدار منه." "بد بخت اگر مسجد آدینه بسازد --- یا طاق فرود آید، یا قبله کج آید." "به درویشه گفتند بساطتو جمع کن، دستشو گذاشت در دهنش." "بدعای گربه کوره بارون نمیاد." "بدهکار رو که رو بدی طلبکار میشه." "برادران جنگ کنند، ابلهان باورکنند." "برادر پشت، برادر زاده هم پشت." "خواهر زاده را با زر بخر با سنگ بکش." "برادری بجا، بزغاله یکی هفت صنار." "برای کسی بمیر که برات تب کنه." "برای همه مادره، برای ما زن بابا." "برای یک بینماز، در مسجدو نمیبندند." "برای یه دستمال قیصریه رو آتیش میزنه." "بر عکس نهند نام زنگی کافور." "به روباهه گفتند: شاهدت کیه؟ گفت: دمبم." "بزبون خوش مار از سوراخ در میاد." "بزک نمیر بهار میاد --- کنبزه با خیار میاد." "بز گر از سر چشمه آب میخوره." "به شتره گفتند: شاشت از پسه، گفت : چه چیزم مثل همه کسه؟" "به شتر مرغ گفتند: بار ببر، گفت: مرغم، گفتند: بپر، گفت: شترم." "بعد از چهل سال گدایی، شب جمعه را گم کرده." "بعد از هفت کره، ادعای بکارت." "بقاطر گفتند: بابات کیه؟ گفت: آقادائیم اسبه." "به کیشی آمدند به فیشی رفتند." "به گربه گفتند: گهت درمونه، خاک پاشید روش." "به کچله گفتند: چرا زلف نمیزاری؟ گفت: من از این قرتی گیریها خوشم نمیاد." "به کک بنده که رقاص خداست." "بگو نبین، چشممو هم میگذارم، بگو نشنو در گوشمو میگیرم، اما اگر بگی نفهمم، نمیتونم." "بگیر و ببند بده دست پهلوون." "بلبل هفت تا بچه میزاره، شیش تاش سسکه، یکیش بلبل." "بمالت نناز که بیک شب بنده، به حسنت نناز که بیک تب بنده." "بماه میگه تو در نیا من در میام." "بمرغشان کیش نمیشه گفت." "بمرگ میگیره تا به تب راضی بشه." "بوجار لنجونه از هر طرف باد بیاد، بادش میده." "بهر کجا که روی آسمان همین رنگه." "به یکی گفتند: سرکه هفت ساله داری؟ گفت: دارم و نمیدم، گفتند: چرا؟ گفت: اگر میدادم هفت ساله نمیشد." "به یکی گفتند: بابات از گرسنگی مُرد. گفت: داشت و نخورد؟" "بمیر و بدم." "به گاو و گوسفند کسی کاری نداره." "بیله دیگ، بیله چغندر." |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 10:43 توسط مصطفي سعيدي |
|
|
پا را به اندازه گلیم باید دراز کرد."
"پای خروستو ببند، بمرغ همسایه هیز نگو." "پایینپایینها جاش نیست، بالابالاها راش نیست." "پز عالی، جیب خالی." "پس از چهل سال چارواداری، الاغ خودشو نمیشناسه." "پس از قرنی شنبه به نوروز میافته." "پستان مادرش را گاز گرفته." "پسر خاله دسته دیزی." "پسر زائیدم برای رندان، دختر زائیدم برای مردان، موندم سفیل و سرگردان." "پدر کو ندارد نشان از پدر --- تو بیگانه خوانش نخوانش پسر." "پشت تاپو بزرگ شده." "پنج انگشت برادرند، برابر نیستند." "پوست خرس نزده میفروشه." "پول است نه جان است که آسان بتوان داد." "پول پیدا کردن آسونه، اما نگهداریش مشکله." "پول حرام، یا خرج شراب شور میشه یا شاهد کور." "پولدارها به کباب، بیپولها به بوی کباب." "پول ما سکه عُمَر داره." "پیاده شو با هم راه بریم." "پیاز هم خودشو داخل میوهها کرده." "پی خر مرده میگرده که نعلش را بکنه." "پیراهن بعد از عروسی برای گل منار خوبه." "پیرزنه دستش به درخت گوجه نمیرسید، میگفت: ترشی بمن نمیسازه." "پیش از آخوند منبر نرو." "پیش رو خاله، پشت سر چاله." "پیش قاضی و معلق بازی." |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 10:41 توسط مصطفي سعيدي |
|
|
"دادن بدیوانگی گرفتن بعاقلی."
"دارندگیست و برازندگی." "داری طرب کن، نداری طلب کن." "داشتم داشتم حساب نیست، دارم دارم حسابه." "دانا داند و پرسد نادان نداند و نپرسد." "دانا گوشت میخورد نادان چغندر." "دانه فلفل سیاه و خال مهرویان سیاه --- هر دو جانسوز است اما این کجا و آن کجا." "دایه از مادر مهربانتر را باید پستن برید." "دختر، تخم تر تیزک است." "دختر تنبل، مادر کدبانو را دوست داره." "دخترمیخواهی ماماش را بین --- کرباس میخواهی پهناش را ببین." "دختر همسایه هر چه چلتر برای ما بهتر." "دختری که مادرش تعریف بکنه برای آقا دائیش خوبه." "درازی شاه خانم به پهنای ماه خانم در." "در بیابان گرسنه را شلغم پخته به ز نقره خام." "در بیابان لنگه کفش، نعمت خداست." "در پس هر گریه آخر خندهایست." "در جنگ، حلوا تقسیم نمیکنند." "در جوانی مستی، در پیری سستی، پس کی خدا پرستی؟"." "در جهان هر کس که داره نان مفت، میتواند حرفهای خوب گفت." "در جهنم عقربی هست که از دستش به مار غاشیه پناه میبرند." "در جیبش را تار عنکبوت گرفته است." "در چهل سالگی طنبور میآموزد در گور استاد خواهد شد." "در حوضی که ماهی نیست، قورباغه سپهسالاره." "در خانهات را ببند همسایه تو دزد نکن." "در خانه اگر کس است یکحرف بس است." "در خانه بیعارهها نقاره میزنند." "در خانه مور، شبنمی طوفانست." "در خانه هر چه، مهمان هر که." "درخت اگر متحرک شدی ز جای بجای --- نه جور اره کشیدی نه جفای تبر." "درخت پربار، سنگ میخوره." "درخت کاهلی بارش گرسنگی است." "درخت کج جز بآتش راست نمیشه." "درخت گردکان باین بلندی --- درخت خربزه الله اکبر." "درخت هر چه بارش بیشتر بشه، سرش پائینتر میاد." "درد دل خودم کم بود، اینهم غرغر همسایه." "درد، کوه کوه میاد، مومو میره." "در دروازه را میشه بست، اما در دهن مردم و نمیشه بست." "در دنیا همیشه بیک پاشنه نمیچرخه." "در دنیا یه خوبی میمونه یه بدی." "در دیزی وازه، حیای گربه کجا رفته." "در زمستان، الو، به از پلوه." "در زمستان یه جل بهتر از یه دسته گله." "درزی در کوزه افتاد." "در زیر این گنبد آبنوسی، یکجا عزاست یکجا عروسی." "درس ادیب اگر بود زمزمه محبتی --- جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را." (( نظیری نیشابوری )) "در شهر کورها یه چشمی پادشاست." "در شهر نیسواران باید سوار نی شد." "در عفو لذتیست که در انتقام نیست." "در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست." (( حافظ شیرازی )) "در کف شیر نر خونخوارهای --- غیر از تسلیم و رضا کو چارهای؟" "در مجلس خود راه مده همچو منی را --- کافسرده دل افسرده کند انجمنی را." "درم داران عالم را کرم نیست --- کریمان را بدست اندر درم نیست." "در مسجده، نه کند نیست نه سوزوندنی." "در نمک ریختن توی دیگ باید به مرد پشت کرد." "درویش از ده رانده، ادعای کدخدائی کند." "درویش مومیائی، هی میگی و نمیائی." "درویش را گفتند: در دکانتو ببند دهنشو هم گذاشت." "در، همیشه بیک پاشنه نمیگرده." "درهفت آسمان یک ستاره نداره." "دزد،آب گرون میخوره." "دزد بازار آشفته میخواهد." "دزد باش و مرد باش." "دزد به یک راه میرود، صاحب مال به هزار راه." "دزد حاضر و بز حاضر." "دزد ناشی به کاهدون میزنه." "دزدی آنهم شلغم؟"." "دزدی که نسیم را بدزدد دزد است." "دست بالای دست بسیار است." (( در جهان پیل مست بسیار است."."." )) "دست به دنبک هر کی بزنی صدا میده." "دست بریده قدر دست بریده را میدونه." "دست بشکند در آستین، سر بشکند درکلاه." "دست بیچاره چون بجان نرسد --- چاره جز پیرهن دریدن نیست." "دست بیهنر کفچه گدائیست." "دست پشت سر نداره." "دست پیش را گرفته که پس نیفته." "دستت چربه، بمال سرت." "دستت چو نمیرسد به خانم --- دریاب کنیز مطبخی را." "دستت چو نمیرسد به کوکو، خشکه پلو را فرو کو." "دستتنگی بدتر از دلتنگی است." "دست خالی برای تو سر زدن خوبه." "دست در کاسه و مشت در پیشانی." "دست، دست را میشناسه." "دست دکاندار تلخ است." "دست راست را از چپ نمیشناسه." "دستش به خر نمیرسه پالان خر را بر میدارد." "دستش به دم گاو بند شده." "دستش به عرب و عجم بند شده است." "دستش بدهنش میرسه." "دستش در کیسه خلیفه است." "دستش را به کمرش گرفته که از بیگی نیفته." "دستش شیره ایست یا دستش چسبناک است." "دستش را توی حنا گذاشت." "دست شکسته بکار میره، دل شکسته بکار نمیره." "دست شکسته وبال گردنه." "دستش نمک نداره." "دست کار دل و نمیکنه و دل کار دست و نمیکنه." "دستش کجه." "دست که به چوب بردی گربه دزده حساب کار خودشو میکنه." "دست که بسیار شد برکت کم میشود." "دست ما کوتاه و خرما بر نخیل." (( پای ما لنگ است و منزل بس دراز )) (( حافظ شیرازی )) "دست ننت درد نکنه." "دست و روت را بشور منم بخور." "دست و رویش را با آب مرده شور خانه شسته است." "دستی را که حاکم ببره خون نداره یا دیه نداره." "دستی را که نمیتوان برید باید بوسید." "دستی را که از من برید، خواه سگ بخورد خواه گربه." "دشمنان در زندان با هم دوست شوند." "دشمن دانا بلندت میکند --- بر زمینت میزند نادان دوست." "دشمن دانا که غم جان بود --- بهتر از دوست که نادان بود." (( نظامی )) "دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد." (( دانی که چه گفت زال با رستم گرد )) (( سعدی )) "دعا خانه صاحبش را میشناسد." "دعا کن (( الف )) بمیره یا دعا کن بابات بمیره." "دعوا سر لحاف ملا نصرالدین بود." "دلاکها که بیکار میشوند سر هم را میتراشند." "دل بیغم دراین عالم نباشد --- اگر باشد بنی آدم نباشد." "دل سفره نیست که آدم پیش هر کس باز کنه." "دلش درو طاقچه نداره." "دلم خوشه زن بگم اگر چه کمتر از سگم." "دلو همیشه از چاه درست در نمیاد." "دماغش را بگیری جانش در میاد." "دم خروس از جیبش پیداست." "دمش را توی خمره زده است." "دندن اسب پیشکشی را نمیشمارند." "دنده را شتر شکست، تاوانش را خر داد." "دنیا پس از مرگ ما، چه دریا چه سراب." "دنیا دمش درازه." "دنیا جای آزمایش است، نه جای آسایش." "دنیا، دار مکافاته." "دنیا را آب ببره او راخواب میبره." "دنیا را هر طور بگیری میگذره." "دنیایش مثل آخرت یزیده." "دنیا محل گذره." "دو تا در را پهلوی هم میگذارند برای اینست که به درد هم برسند." "دو خروس بچه از یک مرغ پیدا میشوند، یکی ترکی میخونه یکی فارسی." "دود از کنده بلند میشه." "دود، روزنه خودشو پیدا میکنه." "دو دستماله میرقصه." "دور اول و بد مستی؟" "دور دور میرزا جلاله، یک زن به دو شوهر حلاله." "دوری و دوستی." "دوست آنست که بگریاند." دشمن آنست که بخنداند." "دوست همه کس، دوست هیچکس نیست." "دوستی بدوستی در، جو بیار زرد آلو ببر." "دوستی دوستی از سرت میکنند پوستی؟"." "دوصد گفته چو نیم کردار نیست." "دو صد من استخوان باید که صدمن بار بردارد." "دوغ در خانه ترش است." "دوغ و دوشاب در نظرش یکیست." "دو قرت و نیمش باقیه." "دو قرص نان اگر از گندم است و گر از جو --- دوتای جامه اگر کهنه است و گر از نو." "هزار مرتبه بهتر بنزد ابن یمین --- زفرمملکت کیقباد و کیخسرو." "ده انگشت را خدا برابر نیافریده." "ده، برای کدخدا خوبه و برادرش." "ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند." "دهنش آستر داره." "دهنش چاک و بست نداره." "دهن مردم را نمیشود بست." "دهنه جیبش را تار عنکبوت گرفته." "دیده میبینه، دل میخواد." "دیر آمده زود میخواد بره." "دیر زائیده زود میخواد بزرگ کنه." "دیشب همه شب کمچه زدی کو حلوا؟"." "دیگ به دیگ میگه روت سیاه، سه پایه میگه صل علی." "دیگران کاشتند ما خوردیم، ما میکاریم دیگران بخورند." "دیگ ملا نصرالدین است." "دیوار حاشا بلنده." "دیوار موش داره، موش هم گوش داره." "دیوانه چو دیوانه به بیند خوشش آید." |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 10:39 توسط مصطفي سعيدي |
|
|
ز آب خرد، ماهی خرد خیزد --- نهنگ آن به که از دریا گریزد."
"زاغم زد و زو غم زد، پس مانده کلاغ کورم زد." "زبان بریده بکنجی نشسته صم بکم --- به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم." (( سعدی )) "زبان خر را خلج میدونه." "زبان خوش، مار را از سوراخ بیرون میآورد." "زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد --- بهوش باش که سر در سر زبان نکنی." "زبان گوشت است بهر طرف که بچرخانی میچرخه." "زخم زبان از زخم شمشیر بدتره." "زدی ضربتی ضربتی نوش کن." "زرد آلو را میخورند برای هستهاش." "زرنگی زیاد فقر میآره." "زرنگی زیاد مایه جوانمرگیست." "ز عشق تا بصبوری هزار فرسنگ است." (( دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگ است؟" )) (( سعدی )) "زعفران که زیاد شد بخورد خر میدهند." "زکوه تخم مرغ یک دانه پنبه دونه است." "زمانه ایست که هر کس بخود گرفتار است." (( تو هم در آینه حیران حسن خویشی."."." )) (( آصفی هروی )) "زمانه با تو نسازد، تو با زمانه بساز." "زمستان رفت و رو سیاهی به زغال موند." "زن آبستن گل میخوره اما گل داغستان." "زن ازغازه سرخ رو شود و مرد از غزا." "زن بد را اگر در شیشه هم بکنند کار خودشو میکنه." "زن بلاست، اما الهی هیچ خانهای بیبلا نباشه." "زن بیوه را میوهاش میخواهند." "زن تا نزائیده دلبره، وقتیکه زائید مادره." "زن جوان را تیری به پهلو نشیند به که پیری." "زن راضی، مرد راضی، گور پدر قاضی." "زن سلیطه سگ بیقلاده است." "زن که رسید به بیست، باید بحالش گریست." "زنگوله پای تابوت." "زن نجیب گرفتن آسونه، ولی نگهداریش مشکله." "زن و شوهر جنگ کنند، ابلهان باور کنند." "زنی که جهاز نداره، اینهمه ناز نداره." "زورش بخر نمیرسه پالون خر را بر میداره." "زور داری، حرفت پیشه." "زور دار پول نمیخواد، بیزور هم پول نمیخواد." "زهر طرف که کشته شود ***** است." "زیر اندازش زمین است و رواندازش آسمون." "زیر پای کسی پوست خربزه گذاشتن." "زیر دمش سست است." "زیر دیگ آتش است و زیر آدم آدم." "زیر سرش بلنده." "زیر شالش قرصه." "زیر کاسه نیم کاسه ایست." "زیره به کرمان میبره." __________________ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 10:38 توسط مصطفي سعيدي |
|
|
سال به دوازده ماه ما میبینیم یکدفعه هم تو ببین."
"سال به سال دریغ از پارسال." "سالها میگذاره تا شنبه به نوروز بیفته." "سالی که نکوست از بهارش پیداست." "سبوی خالی را بسبوی پر مزن." "سبوی نو آب خنک دارد." "سبیلش آویزان شد." "سبیلش را باید چرب کرد." "سپلشت آید و زن زاید و مهمان عزیزت برسد." "سخن خود تو کجا شنیدی، اونجا که حرف مردمو شنیدی." "سر بریده سخن نگوید." "سر بزرگ بلای بزرگ داره." "سر بشکنه در کلاه، دست بشکنه در آستین." "سر بی صاحب میتراشه." "سر بیگناه، پای دار میره اما بالای دار نمیره." "سر پیری و معرکه گیری." "سر تراشی را از سر کچل ما میخواد یاد بگیره." "سر حلیم روغن میرود." "سر خر باش، صاحب زر باش." "سر را با پنبه میبرد." "سر را قمی میشکنه تاوانش را کاشی میده." "سر زلف تو نباشد سر زلف دگری." "سرش از خودش نیست." "سرش به تنش زیادی میکنه." "سرش به کلاش میارزه." "سرش بوی قرمه سبزی میده." "سرش توی حسابه." "سرش توی لاک خودشه." "سرش جنگه اما دلش تنگه." "سرش را پیراهن هم نمیدونه." "سر قبری گریه کن که مرده توش باشه." "سر قبرم کثافت نکن از فاتحه خواندنت گذشتم." "سر کچل را سنگی و دیوانه را دنگی." "سر کچل و عرقچین." "سرکه مفت از عسل شیرینتره." "سرکه نقد بهتر از حلوای نسیه است." "سرکه نه در راه عزیزان بود --- بار گرانیست کشیدن بدوش." (( سعدی )) "سر گاو توی خمره گیر کرده." "سر گنجشکی خورده." "سر گنده زیر لحافه." "سرم را میشکنه نخودچی جیبم میکنه." "سرم را سرسری متراش ای استاد سلمانی --- که ما هم در دیار خود سری داریم و سامانی." "سرنا را از سر گشادش میزنه." "سرناچی کم بود یکی هم از غوغه اومد." "سری را مه درد نیمکند دستمال مبند." "سری که عشق ندارد کدوی بیبار است." (( لبی که خنده ندارد شکاف دیوار است."."." )) "سزای گرانفروش نخریدنه." "سسک هفت تا بچه میآره یکیش بلبله." "سفره بینان جله، کوزه بیآب گله." "سفره نیفتاده ( نینداخته ) بوی مشک میده." "سفره نیفتاده یک عیب داره." سفره افتاده هزار عیب." "سفید سفید صد تومن، سرخ و سفید سیصد تومن، حالا که رسید به سبزه هر چی بگی میارزه." "سقش سیاه است." "سگ بادمش زیر پاشو جارو میکنه." "سگ باش، کوچک خونه نباش." "سگ پاچه صاحبش را نمیگیره." "سگ، پدر نداشت سراغ حاج عموشو میگرفت." "سگ چیه که پشمش باشه." "سگ درحضور به از برادر دور." "سگ در خانه صاحبش شیره." "سگ داد و سگ توله گرفت." "سگ دستش نمیشه داد که اخته کنه." "سگ را که چاق کنند هار میشه." "سگ زرد برادر شغاله." "سگست آنکه با سگ رود در جوال." "سگ سفید ضرر پنبه فروشه." "سگ سیر دنبال کسی نمیره." "سگش بهتر از خودشه." "سگ که چاق سد گوشتش خوراکی نمیشه." "سگ گر و قلاده زر؟"." "سگ ماده در لانه، شیر است." "سگ نازی آباده، نه خودی میشناسه نه غریبه." "سگ نمکشناس به از آدم ناسپاس." "سگی به بامی جسته گردش به ما نشسه." "سگی که برای خودش پشم نمیکند برای دیگران کشک نخواهد کرد." "سگی که پارس کنه، نمیگیره." "سلام روستائی بیطمع نیست." "سنده را انبر دم دماغش نمیشه برد." "سنگ به در بسته میخوره." "سنگ بزرگ علامت نزدنه." "سنگ بنداز بغلت واشه." "سنگ خاله قورباغه را گرو میکشه." "سنگ کوچک سر بزرگ را میشکنه." "سنگ مفت، گنجشک مفت." "سنگی را که نتوان برداشت باید بوسد و گذاشت." "سواره از پیاده خبر نداره، سیر از گرسنه." "سودا، به رضا، خویشی بخوشی." "سودا چنان خوشست که یکجا کند کسی." (( دنیا و آخرت به نگاهی فروختیم )) (( قصاب کاشانی )) "سودا گر پنیر از شیشه میخوره." "سودای نقد بوی مشک میده." "سوراخ دعا را گم کرده." "سوزن، همه را میپوشونه اما خودش لخته." "سوسکه از دیوار بالا میرفت مادرش میگفت: قربون دست و پای بلوریت." "سهره ( سیره ) رنگ کرده را جای بلبل میفروشه." "سیب سرخ برای دست چلاق خوبه؟"." "سیب مرا خوردی تا قیامت ابریشم پس بده." "سیبی که بالا میره تا پائین بیاد هزار چرخ میخوره." "سیبی که سهیلش نزند رنگ ندارد." (( تعلیم معلم بکسی ننگ ندارد )) "سیلی نقد به از حلوای نسیه." |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 10:37 توسط مصطفي سعيدي |
|
|
شاگرد اتو گرم، سرد میارم حرفه، گرم میارم حرفه."
"شاه خانم میزاد، ماه خانم درد میکشه." "شاه میبخشه شیخ علیخان نمیبخشه." "شاهنامه آخرش خوشه." "شب دراز است و قلندر بیکار." "شب سمور گذشت و لب تنور گذشت." "شب عید است و یار از من چغندر پخته میخواهد --- گمانش میرسد من گنج قارون زیر سر دارم." "شبهای چهارشنبه هم غش میکنه." "شپش توی جیبش سه قاب بازی میکنه." "شپش توی جیبش منیژه خانومه." "شتر اگر مرده هم باشد پوستش بار خره." "شتر بزرگه زحمتش هم بزرگه." "شتر پیر شد و شاشیدن نیاموخت." "شتر خوابیده شم بلندتر از خر ایستاده است." "شتر در خواب بیند پنبه دانه --- گهی لف لف خورد گه دانه دانه." "شتر دیدی ندیدی؟"." "شتر را چه به علاقه بندی؟" "شتر را گفتند: چرا شاشت از پسه؟" گفت: چه چیزم مثل همه کسه." "شتر را گفتند: چرا گردنت کجه؟" گفت: کجام راسته." "شتر را گفتند: چکارهای؟" گفت: علاقه بندم." گفتند: از دست و پنجه نرم و نازکت پیداست." "آن یکی میگفت استر را که هی --- از کجا میآیی ای فرخنده پی گفت: از حمام گرم کوی تو --- گفت: خود پیداست از زانوی تو." "شتر را گم کرده پی افسارش میگرده." "شتر سواری دولا دولا نمیشه." "شتر که نواله میخواد گردن دراز میکنه." "شتر کجاش خوبه که لبش بده؟"." "شتر گاو پلنگ." "شتر مرد و حاجی خلاص." "شتر مرغ را گفتند: بار بردار." گفت: من مرغم." گفتند: پرواز کن." گفت: من شترم." "شترها را نعل میکردند، کک هم پایش را بلند کرد." "شراب مفت را قاضی هم میخوره." "شریک اگر خوب بود خدا هم شریک میگرفت." "شریک دزد و رفیق قافله." "شست پات توی چشمت نره." "شش ماهه به دنیا اومده." "شعر چرا میگی که توی قافیهاش بمونی؟"." "شغال، پوزش بانگور نمیرسه میگه ترشه." "شغال ترسو انگور خوب نمیخوره." "شغال که از باغ قهر کنه منفعت باغبونه." "شغالی که مرغ میگیره بیخ گوشش زرده." "شکمت گوشت نو بالا آورده." "شکم گشنه، گوز فندقی." "شلوار نداره، بند شلوارش را میبنده." "شمر جلودارش نمیشه." "شنا بلد نیست زیر آبکی هم میره." "شنونده باید عاقل باشه." "شنیدی که زن آبستن گل میخوره اما نمیدونی چه گلی." "شوهر کردم وسمه کنم نه وصله کنم." "شوهر برود کاروانسرا، نونش بیاد حرمسرا." "شوهرم شغال باشد، نونم در تغار باشد." "شیر بی یال و اشکم که دید --- اینچنین شیری خدا هم نافرید." (( مولوی )) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 10:36 توسط مصطفي سعيدي |
|
|
بى خبرى , خوش خبرى ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 10:35 توسط مصطفي سعيدي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|