![]() |
![]() |
|
| بزرگترین وبلاگ آموزشی وتفریحی. دانلود موزیک . بازی کامپیوتر . دنیای عکس. گالری لباس مجلسی.مذهبی |
|
اسم تو قشنگ ترین قصه برای گفتنه ================================== در نو بهار عشق تو باورم کردی با اولین پاییز تو پرپرم کردی وقت شنیدن ها تو قصه پردازی وقت پریدن ها تو بال پروازی سر تا به پا ویرونم... مجنون تر از مجنونم ..... پشیمونم پریشونم تو کردی
دیدی چقدرآسونه آتیش زدن بر خونه......... پشیمونم پریشونم تو کردی
بسوزان کهنه دیروز رو بنا کن تازه ها رو محبت یشه کن بر هم بزن اندازه ها رو نم اشکی بریز و خانه ی دل رو صفا ده تو ای تکتاز من بگشا همه دروازه ها رو
هوا تاریکه توی غبار دلت خودمو رو خسته میبینم به خودم میگم دیگه تموم شد اون دل دیگه تو رو قبول نداره .تکیه میدم به رگهایم آه دیگه این عشق سرد شده دیگر جریان ندارد دیگه اون به من اطمینان نداره خیلی تنهام . شماره می گیرم صدا شیواست با اون حرف می زنم از قلبم میگم بهش میگم به همه چی شک دارم به همه چی! اما اون میگه نه! خیالت جهنم برای من ، میگم زمان لازم دارم خداحافظ فریاد میزنه میگه صبر کن عارف ْدوست دارم ْ تا صبح فکر میکنم به خودم میگم هیچ چرا با شیوا اینجوری کردم؟ ساعت ۹ بهش زنگ میزنم دادشش علیرضا گوشی رو بر میداره بهش میگم با شیوا کار دارم میگه خوابه گوشی قطع میکونه. با خودم میگم ببین با اینکه دل شیوا رو ناراحت کردم بازم اون دیشب راحت بوده فکرشو مشغول نکرده!!؟ تو همین بین شیوا زنگ میزنه معلومه خواب بوده اخم میکنم شیوا تو ناراحت نشدی از من؟ میگه چرا باورم نشد ه هنوز ولی!! ولی چی شیوا؟؟؟ فقط به یه جواب همیشگی میگه این روزای خوب بهاری حیفه خزونی بشه حیفه تو بهار چشامون بارونی بشه تو این روزا حیفه شعر عاشقونه رو نشنویم ْ دوست دارم شیوا ْ ----------------------------------------------------------------------- به تو مدیونم همیشه مگه میشه بی تو باشم از شبی که روبرومه چطوری بی تو رها شم به تو مدیونم همیشه مثه شمع صبحه فردا مثه موج سرد و تنها به نگاه نازه دریا به تو مدیونم همیشه من خسته من بی رود مثله خاک سرد و تشنه به نوازشای بارون به تو میرسم دوباره زیره رگباره ستاره وقت بارون نگاهت رو حریر شب میباره اگه پایانی نباشی واسه بغض خستگی هام چطوری برگردم از این خنده های بی سرانجام تو خدای عاشقایی به تو مدیونم همیشه وقتی اسمتو میارم لحظه لحظه تازه می شه به تو مدیونم همیشه من خسته من بی رود مثله خاک سرد و تشنه به نوازشای بارون به تو میرسم دوباره زیره رگباره ستاره وقت بارون نگاهت رو حریر شب میباره به تو میرسم دوباره به او بگوييد دوستش دارم با صدايي آهسته آهسته تر از صداي بال پروانه ها به او بگوييد دوستش دارم با صدايي بلند بلند تر از صداي پرواز کبوتران عاشق به او بگوييد دوستش دارم با هيچ صدايي چون فرياد دوستت دارم نياز به صداي بلند يا کوتاه ندارد فرياد دوستت دارم را ميتوان با تپش يک قلب به تمام جهانيان رساند پس بگذار بدون هيچ شرمي بگويم دوستت دارم....
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 11:3 توسط مصطفي سعيدي |
|
|
اطلاعات غلط یعنی این عقیده که (( عاشقی )) تا ابد طول می کشد. ما باید این را می دانستیم و با یک مشاهده سطحی می فهمیدیم که اگر آدم ها تمام مدت ذهنشان درگیر هم باشد همه دچار مشکل جدی می شوند. امواج شوک سرتاسر حوزه های تجارب , صنعت , کلیسا , آموزش , و بقیه جامعه را فرا میگیرد . چرا؟ زیرا کسانی که (( عاشق )) هستند علاقه خود به چیزهای دیگر را از دست می دهند. به این دلیل است که ما آن را (( درگیری ذهنی )) می نامیم . دانشجویی که دیوانه وار عاشق شده سطح نمراتش پایین می آید. وقتی عاشقید مشکل می توانید درس بخوانید. فردا امتحان تاریخ دارید و باید در مورد جنگ سال 1812 جواب بدهید, وقتی عاشق هستید جنگ سال 1812 چه اهمیتی دارد ؟ همه چیزهای دیگر بی ربط به نظر می رسد . مردی به من گفت (( دکترچاپمن شغل من دارد از دستم می رود .))
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 10:59 توسط مصطفي سعيدي |
|
|
باردگر نامه تو بازشد***مستي ام از نامه ات آغازشد***نام خدازيور آن نامه بود ***من چه بگويم كه چه هنگامه بود؟ ***بوسه زدم سطر به سطر تو را *** تا كه ببويم همه عطر تو را *** سطربه سطرش همه دلداگيست *** عطر جوانمردي وآزادگيست ***عطر تو در نامه چها ميكند***غارت جان و دل ما ميكند *** ازغم خود جان مرا كاستي بار دگر حال مرا خواستي *** بي تو چه گويم كه مرا حال نيست *** مرغ دلم بي تو سبكبال نيست *** هرچه كه خواندم دل تو تنگ بود ***حال من و حال تو همرنگ بود ***بي تو از اين خانه دل شاد رفت ***رفتي و باز آمدن ازياد رفت ***هركه سر انگشت به در مي زند ***جان و دلم بهر تو پر ميزند ***بي تو مراروز طلايي نبود *** فاجعه بود اين كه جدايي نبود***چون به نگه نقش تو تصوير شد***اشك من از شوق سرازير شد***اشك كجا گريه باران كجا ؟ باده كجا نامه ياران كجا ؟***برسر هر واژه گلي ريختي ***شوق و غمم را به هم آميختي ***روح به هر واژه كه كاوش كند ***عطر تو از نامه تراوش كند ***عكس توونامه تو ديدنيست ***بوسه ز نقش لب تو چيدنيست هرچه نوشتي همه بوي تو داشت ***بردل من مژده ز سوي تو داشت ***هرسوخنت چون سخن يوسف است *** بوي خوش پيرهن يوسف است ***من ز غمت خسته كنعاني ام ***بي تو گرفتار پريشاني ام***مهر تو چون باد بهاري بود *دردل من مهر تو جاري بود ***نامه به من عشق سفر مي دهد ***از سر كوي تو گذر مي دهد *** نامه تو باده مرد افكنست ***هر سخنت آفت هوش من است ***جان و دلم مست جنون ميشود ***تشنگي ام برتو فزون ميشود *نامه تو گرچه خوش و دلكشست ***دردل هر واژه گل آتشست ***حرف به حرف تو به هر نامه يي! خواندم وديدم كه چه هنگامه يي***نامه تو قاصد دنياي عشق ***بر دلم آموخت الفباي عشق***هرالفش قد مرا راست كرد ***با دل من هرچه دلش خواست كرد ***از بي تو بوسه گرفتم بسي **نامه نبوسيده به جز من كسي ! چون نوشتي دل من پر گرفت ***آتش عشق تو به دل در گرفت ***دال تو بردل غم دوري نهاد ***صاد تو دل را به صبوري نهاد ***سين تو سرمايه سود من است ***سين همه ي بود ونبود من است ***سوروسرورم همه از سين توست ***سين اثر سينه سيمين توست ***شين تو درخاطره شوق آورد ***ذال تو ما را سر ذوق آورد *** لام تو ياديست ز لبهاي تو ***وان نمكين خنده زيباي تو***ميم بود شمه يي ازموي تو ***زانكه معطر بود از بوي تو *** نون تو ازناز حكايت كند ***هاي تو از هجر شكايت كند ***واوتو پيغام وصال آورد ***جان ودل خسته به حال آورد *** آزسخنت برتن من جان رسيد ***حيف ازاين نامه به پايان رسيد ***بوسه به امضاي تو بگذاشتم ***ياد زماني كه تو را داشتم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 10:58 توسط مصطفي سعيدي |
|
|
روزگارم خوش نيست
ژتوني دارم خرده عقلي سر سوزن شوقي اهل دانشگاهم پيشه ام گپ زدن است گاه گاهي مي نويسم تكليف مي سپارم به شما تا به يك نمره ناقابل بيست كه در آن زندانيست دلتان زنده شود چه خيالي چه خيالي ميدانم گپ زدن بيهوده است خوب ميدانم دانشم بيهوده است استاد از من پرسيد چقدر نمره ز من مي خواهي من از او پرسيدم دل خوش سيري چند اهل دانشگاهم قبله ام آموزش جانمازم جزوه مشق از پنجره ها ميگيرم همه ذرات وجودم متبلور شده است درسهايم را وقتي مي خوانم كه خروس مي كشد خميازه مرغ و ماهي خواب است ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 10:57 توسط مصطفي سعيدي |
|
|
بوي محرمش مي ياد خيمه و پرچمش مي ياد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 10:56 توسط مصطفي سعيدي |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 10:54 توسط مصطفي سعيدي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|